{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند

ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد

زمستان تمام شد و جوجه ها زنده ماندند و کلاغ مرد

جوجه ها گفتند خوب شد که مرد خسته شدیم از این غذای تکراری
دیدگاه ها (۴)

خدایا حکمت قدمهایی را که برایم برمی داری برمن آشکار کنتا دره...

خدایا...به بزرگیت قسم،توعکسهای دست جمعی،جای هیچ پدر مادری رو...

همیشهدر سختی ها به خودم میگفتم : این نیز بگذرد ....هنوز هم م...

پشـت هـر کـوه بلند سبزه زاریست پـر از یاد خــداو در آن باغ ک...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁵فردا صبحویو لارااز گشنگی از ...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

معامله p11جونگ‌کوک دستش را از روی قلبش برنداشت.نفس‌هایش کوتا...

بقیش (با هشدار)پاهایش بی حس شده بودند و تنها کاری که میکرد ا...

زمستانی با توتک پارتی࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

تک‌پارتییی جدید از جونگکوک شییی به قلم لینا؟؟:)))ساعت دقیقاً...

پارت اول | عروسِ دشمنباران از عصر شروع شده بود.قطرات آب با ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط