{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستی میگفت :

دوستی میگفت :

انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت جمله هایت زیباست،

گفتم اجازه آقا؟
پس چرا میزنید؟
نگاهم کرد ،
پوزخندِ تلخی زد و گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند ،
خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا ،
تاوان دارد ...
دیدگاه ها (۱)

ای صبا با تو چه گفتندکه خاموش شدی ،چه شرابی به تو دادندکه مد...

وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از...

من همین الان خدایم را صداکردم.....نمیدانم چه میخواهی .....ول...

آنطور که هستی‌ باش ،....صداقت مؤثرترین تیری است که به قلب هد...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت ۱۷ روز بعد...از وقتی سوآ وارد مدرسه شده بود، آریانا دیگ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁵ | پارتـ ⁵🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹³﴿ویو تهیونگ﴾چند ثانیه به صفحه‌ی خاموش ...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط