پارت 8 زندگی جونگمه
پارت 8 زندگی جونگمه
جونگمه پاشد آروم کوک رو دنبال کردکوک برگشت بگه تو نمیتونی بامن هیچکاری کنی
جونگمه پاش پیچ خورد افتاد رو کوک
جونگمه اصلاااا منفی نبود با اخم و عادی به کوک نگاه کرد گفت میتونم همین الان از همین هواپیما پرتت کنم پایین ،کوک همینجوری بهش نگاه کرد یهو قلبش تند تندتند زد و درد گرفت وگفت :آییییییی
محافظ یهو کوک رودید داد زد:سونبه نیمممممم !!!!
اومد به دستای جونگمه دست بند زد داشت میبرد بنشونه رو صندلی کوک دستشو گرف گفت :چیکار میکنی؟
محافظ:اون یه کاری کرد تو آسیب ببینی پس باید هروقت رسیدیم تحویلش بدیم به پلیس فرودگاه
کوک:چی!!میخوای با اجازه کی اینکارو کنی دستبندشو باز کن
محافظ:آخه...
کوک:سریع😠
محافظ:خیله خب😮💨
جونگمه :فکر میکردم از اون کسایی که آدمارو الکی مقصر میکنن🥲
جونگمه پاشد آروم کوک رو دنبال کردکوک برگشت بگه تو نمیتونی بامن هیچکاری کنی
جونگمه پاش پیچ خورد افتاد رو کوک
جونگمه اصلاااا منفی نبود با اخم و عادی به کوک نگاه کرد گفت میتونم همین الان از همین هواپیما پرتت کنم پایین ،کوک همینجوری بهش نگاه کرد یهو قلبش تند تندتند زد و درد گرفت وگفت :آییییییی
محافظ یهو کوک رودید داد زد:سونبه نیمممممم !!!!
اومد به دستای جونگمه دست بند زد داشت میبرد بنشونه رو صندلی کوک دستشو گرف گفت :چیکار میکنی؟
محافظ:اون یه کاری کرد تو آسیب ببینی پس باید هروقت رسیدیم تحویلش بدیم به پلیس فرودگاه
کوک:چی!!میخوای با اجازه کی اینکارو کنی دستبندشو باز کن
محافظ:آخه...
کوک:سریع😠
محافظ:خیله خب😮💨
جونگمه :فکر میکردم از اون کسایی که آدمارو الکی مقصر میکنن🥲
۱۰.۶k
۰۹ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.