{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 1

لباس کوتاه و خوش فرمم رو پوشیدم...

یه رژ لب سرخ زدم و خط چشمم رو کشیدم..

کفشای پاشنه بلندم رو پوشیدم ..

وسط مهمونا رفتم و دونه دونه بهشون‌خوش آمد گفتم..

امروز به چشن ترتیب دادم تا خبر حاملگیم رو بگم.. خیلی ذوق داشتم..

جونگکوک درحالی که داشت یقه کت و شلوارش رو جلوی آینه درست میکرد، به سمتم برگشت..

- بیب‌... میشه بیای کراواتم رو ببندی

+چشم ددی ..

لبخندی زد و به سمت پسر رفت و شروع کرد درست کردن کراوات دختر..

پسر کمر دختر رو گرفت و به خودش نزدیک کرد

به سمت لبای دختر رفت و بوسه محکمی به لبای دختر زد..

دختر دستشو دور‌گردنش حلقه کرد و بوسه رو عمیق تر کرد..

بعد از دقایقی از هم‌جدا شدن..

+ اوم.. خیلی خوشمزه بود.. بیا بریم‌پیش مهمونا ددی جونم
دیدگاه ها (۲)

چندشاتی جونگکوکpart 2‌پسر سرشو تکون داد و تایید کرد..به سمت ...

چندشاتی جونگکوکpart 3×من برای تو اینجام‌ددی.‌ نیاز نیست خودت...

چندشاتی جونگکوکpart 4-پس...ومن‌میتونم‌این خانم زیبارو داشته ...

چندشاتی جونگکوکpart 3- تصور کن‌اگر عاشق کسی باشی چه حرفایی ب...

Accidentally yours"پروژه‌ی HORIZON یکی از موفق ترین پروژه ها...

Accidentally yoursپسر آروم به سمت ا.ت اومد."نترس، نمی‌خوام ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط