چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part 3
×من برای تو اینجامددی. نیاز نیست خودتو کنترل کنی
جونگکوک دیگه نتونست خودشو تحمل کنه،
گردن دختر رو گرفت و محکم و وحشیانه لب هاشو بوسید..
ناله هاش وسط بوسه خفه میشد..
ات ویو
داشتم با مادر نونگکوک صحبت میکردم..
بلند شدم تا برم میکروفون رو بردارم تا خبر رو اعلام کنم..
چشمم به جونگکوک خورد که دختر خالش رو بغلش بود و داشت میبوسیدش
اشک داخل چشمام جمع شد
سریع بدون توجه به همه
به طبقه بالا رفتم
وارد اتاق شدم و در اتاق رو بستم
پشت در اتاق نشستم و شروع کردمبه گریه کردن..
اشک هاش روی گونه اش ریخت ..
+ خیلی عوضی هستی.. ازت متنفرم.. مگه منچیکار کردم که خیانت کردی حرومزاده( عه خفه)
بلند شد و به سمتچمدون رفت
part 3
×من برای تو اینجامددی. نیاز نیست خودتو کنترل کنی
جونگکوک دیگه نتونست خودشو تحمل کنه،
گردن دختر رو گرفت و محکم و وحشیانه لب هاشو بوسید..
ناله هاش وسط بوسه خفه میشد..
ات ویو
داشتم با مادر نونگکوک صحبت میکردم..
بلند شدم تا برم میکروفون رو بردارم تا خبر رو اعلام کنم..
چشمم به جونگکوک خورد که دختر خالش رو بغلش بود و داشت میبوسیدش
اشک داخل چشمام جمع شد
سریع بدون توجه به همه
به طبقه بالا رفتم
وارد اتاق شدم و در اتاق رو بستم
پشت در اتاق نشستم و شروع کردمبه گریه کردن..
اشک هاش روی گونه اش ریخت ..
+ خیلی عوضی هستی.. ازت متنفرم.. مگه منچیکار کردم که خیانت کردی حرومزاده( عه خفه)
بلند شد و به سمتچمدون رفت
- ۵۵.۳k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط