تقدیم به همه ی دلای عاشق
تقدیم به همه ی دلای عاشق
آمدی پنجره ای رو به جهانم دادی
ماه را در شب این خانه نشانم دادی
چشم هایم را از پشت گرفتی ناگاه
نفسم را بند آوردی و جانم دادی
جان به لب آمدو اسم تو نیامد به زبان
تا به شیرینی بک بوسه دهانم دادی
در خود ریخته بودم غم دریاها
چشمه ام کردی و از خود جریانم دادی
سر به زانوی تو خالی شدم از آن همه بغض
مثل یک خوشه انگور تکانم دادی
شوق این جان به تنگ آمده آغوش تو بود
آنچه میخواستم از عشق همانم دادی
عشقتون ابدی.
آمدی پنجره ای رو به جهانم دادی
ماه را در شب این خانه نشانم دادی
چشم هایم را از پشت گرفتی ناگاه
نفسم را بند آوردی و جانم دادی
جان به لب آمدو اسم تو نیامد به زبان
تا به شیرینی بک بوسه دهانم دادی
در خود ریخته بودم غم دریاها
چشمه ام کردی و از خود جریانم دادی
سر به زانوی تو خالی شدم از آن همه بغض
مثل یک خوشه انگور تکانم دادی
شوق این جان به تنگ آمده آغوش تو بود
آنچه میخواستم از عشق همانم دادی
عشقتون ابدی.
- ۱.۶k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط