واکنش عروسیتونه
واکنش: عروسیتونه
دراکو :
☆ خیلی خوشحاله
☆همش نگرانه که نکنه تو استرس بگیری
☆ هی بهت میگه که همچیز خوب قرارع پیش بره
تام:
☆بیشتر از تو خودش استرس داره
☆میترسه نکنه برات شوهر خوبی نباشه
☆ همش هم دستتو و میگیره و نگاهت میکنه
متئو :
☆از الان داره برای شب برنامه میچینه( بچم فداش شم یکم منحرفه)
☆از اینکه جلوی لباست باز بود همش داشت غر میزد
☆و آخر سر هم صورت یکیو که داشت نگات میکرد و ترکوند
تئودور:
☆همش قربون صدقه میرفت که خیلی خوشگل شدی
☆نوازشت میکرد تا نگران نباشی
☆و داشت به این فکر میکرد که بچتون قراره دختر بشه یا پسر ( اثرات همنشینی با متیو هستش 😂)
ریگیالوس:
☆ کلی باهات رقصید و خوشحال بود
☆همش مراقب بود مشکلی پیش نیاد
☆ و برات یه مهمونی بینظیر گرفته بود
انزو:
☆این بچم توی لباس دامادی خیلی کراش شده بود
☆ از بس خوشگل شده بودی محوت شده بود
☆و اینکه جلوی همه گرفت ماچت کرد
( امیدوارم خوشتون اومده باشه ، حتما نظرتون رو تو کامنتا بگین)
دراکو :
☆ خیلی خوشحاله
☆همش نگرانه که نکنه تو استرس بگیری
☆ هی بهت میگه که همچیز خوب قرارع پیش بره
تام:
☆بیشتر از تو خودش استرس داره
☆میترسه نکنه برات شوهر خوبی نباشه
☆ همش هم دستتو و میگیره و نگاهت میکنه
متئو :
☆از الان داره برای شب برنامه میچینه( بچم فداش شم یکم منحرفه)
☆از اینکه جلوی لباست باز بود همش داشت غر میزد
☆و آخر سر هم صورت یکیو که داشت نگات میکرد و ترکوند
تئودور:
☆همش قربون صدقه میرفت که خیلی خوشگل شدی
☆نوازشت میکرد تا نگران نباشی
☆و داشت به این فکر میکرد که بچتون قراره دختر بشه یا پسر ( اثرات همنشینی با متیو هستش 😂)
ریگیالوس:
☆ کلی باهات رقصید و خوشحال بود
☆همش مراقب بود مشکلی پیش نیاد
☆ و برات یه مهمونی بینظیر گرفته بود
انزو:
☆این بچم توی لباس دامادی خیلی کراش شده بود
☆ از بس خوشگل شده بودی محوت شده بود
☆و اینکه جلوی همه گرفت ماچت کرد
( امیدوارم خوشتون اومده باشه ، حتما نظرتون رو تو کامنتا بگین)
- ۶۱۰
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط