{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذاريدبگريم به سروساماني خويش

بگذاريدبگريم به سروساماني خويش
كه به جان آمدم ازبي سروساماني خويش
غم بي همنفسي كشت مرادراين شهر
درميان باكه گذارم غم پنهاني خويش
دیدگاه ها (۱)

اي نگاه مهرتوآيينه فرداي منرنگ چشمانت عسل ريز است اي دنياي م...

ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدمنقشي به يادخط توبرآب مي زدمابر...

بازامشب غزلي كنج دلم زنداني استآسمان شب بي حوصله ام طوفاني ا...

لايك نشه له ميكنه ها.

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

اینجا ته دنیاست توصیف یک طبیعت است گام های آخر،مابه سوی مرگ ...

🏪 #وقت_سلام

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

بگذاريدبگريم به بي سروساماني خويشكه به جان آمدم ازبي سروساما...

بگذارید بگریم به پریشانی خویشکه جان آمدم از بی سروسامانیه خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط