ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدم
ديشب به سيل اشك ره خواب مي زدم
نقشي به يادخط توبرآب مي زدم
ابروي يار درنظروخرقه سوخته
جايي به يادگوشه محراب مي زدم
روي نگاردرنظرم جلوه مي نمود
وزدوربوسه بر رخ مهتاب مي زدم
چشمم به روي ساقي وگوشم به قول چنگ
فالي به چشم وگوش دراين باب مي زدم
نقش خيال روي تو تاوقت صبحدم.....
نقشي به يادخط توبرآب مي زدم
ابروي يار درنظروخرقه سوخته
جايي به يادگوشه محراب مي زدم
روي نگاردرنظرم جلوه مي نمود
وزدوربوسه بر رخ مهتاب مي زدم
چشمم به روي ساقي وگوشم به قول چنگ
فالي به چشم وگوش دراين باب مي زدم
نقش خيال روي تو تاوقت صبحدم.....
- ۲۰۶
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط