نیمههای گمشده 🫂🩵
نیمههای گمشده 🫂🩵
پارت۲۳
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی یا همون چت جیپیتی اومد کمک نویسنده چون نویسنده هنوز با ایدههاش قهره🗿🎀)
[همچنان داخل سالن غذاخوری🍚]
اینوسکه:*با ذوق کاسه برنجشو بالا گرفت. 🗿🍚* شروع کنیممممم!🗿💥
نزوکو:*همون لحظه قاشقشو برداشت.* من آمادهام!😀🍚
زنیتسو:*آه کشید.* این دوتا یه روز عمارت پروانه رو خالی از غذا میکنن...🗿💔
تانجیرو:*خندید.*
شینوبو:*لبخند زد.* آئویی از قبل حدس زده بود، واسه همین غذای بیشتری درست کرده.🙂
آئویی:*از آشپزخونه صدا زد.* دقیقاً!😐
اینوسکه: بهبه!🗿🍚
{چند دقیقه بعد...}
مویچیرو:*آروم مشغول غذا خوردن بود.*
یویچیرو:*نگاهش روی مویچیرو موند.*
مویچیرو: ...چیزی شده؟
یویچیرو: ...نه.
یویچیرو:*لبخند خیلی کوچیکی زد.* فقط... خوشحالم که دوباره دارم میبینمت.
مویچیرو:*برای چند لحظه ساکت موند.* ...منم همینطور.
تانجیرو:*با دیدن اون دو نفر لبخند زد.* واقعاً مثل قبل با هم رفتار میکنین.
زنیتسو: آره... انگار هیچوقت از هم جدا نشده بودن.🥹
کانائو:*آروم به دو برادر نگاه کرد و لبخند کوچیکی زد. 🌸*
{همون موقع...تق!}
اینوسکه:*یهویی قاشقشو زمین گذاشت.* تموم شد!🗿🍚
زنیتسو: چی تموم شد؟!
اینوسکه: برنجام.🗿
همه: ...🗿
نزوکو:*متعجب.* انقدر زود؟😀
اینوسکه:*به قابلمه نگاه کرد.* یه کاسه دیگه میخوام.🗿🍚
آئویی:*از دور داد زد.* اول بذار بقیه هم غذا بخورن!😐💢
همه:*خندهشون گرفت. 😂*
ادامه دارد...🩵🎀
نویسنده ✍️:خووووووو😂🩵یویچیرو بالاخره احساساتش رو یه کم بیشتر نشون داددددد🥹💖ولی اینوسکه هنوز رکورد سرعت غذا خوردن رو داره میشکنهههه🗿🍚🤣نظرتون؟🤓 تو کامنت بگیننن🎀
کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
پارت۲۳
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی یا همون چت جیپیتی اومد کمک نویسنده چون نویسنده هنوز با ایدههاش قهره🗿🎀)
[همچنان داخل سالن غذاخوری🍚]
اینوسکه:*با ذوق کاسه برنجشو بالا گرفت. 🗿🍚* شروع کنیممممم!🗿💥
نزوکو:*همون لحظه قاشقشو برداشت.* من آمادهام!😀🍚
زنیتسو:*آه کشید.* این دوتا یه روز عمارت پروانه رو خالی از غذا میکنن...🗿💔
تانجیرو:*خندید.*
شینوبو:*لبخند زد.* آئویی از قبل حدس زده بود، واسه همین غذای بیشتری درست کرده.🙂
آئویی:*از آشپزخونه صدا زد.* دقیقاً!😐
اینوسکه: بهبه!🗿🍚
{چند دقیقه بعد...}
مویچیرو:*آروم مشغول غذا خوردن بود.*
یویچیرو:*نگاهش روی مویچیرو موند.*
مویچیرو: ...چیزی شده؟
یویچیرو: ...نه.
یویچیرو:*لبخند خیلی کوچیکی زد.* فقط... خوشحالم که دوباره دارم میبینمت.
مویچیرو:*برای چند لحظه ساکت موند.* ...منم همینطور.
تانجیرو:*با دیدن اون دو نفر لبخند زد.* واقعاً مثل قبل با هم رفتار میکنین.
زنیتسو: آره... انگار هیچوقت از هم جدا نشده بودن.🥹
کانائو:*آروم به دو برادر نگاه کرد و لبخند کوچیکی زد. 🌸*
{همون موقع...تق!}
اینوسکه:*یهویی قاشقشو زمین گذاشت.* تموم شد!🗿🍚
زنیتسو: چی تموم شد؟!
اینوسکه: برنجام.🗿
همه: ...🗿
نزوکو:*متعجب.* انقدر زود؟😀
اینوسکه:*به قابلمه نگاه کرد.* یه کاسه دیگه میخوام.🗿🍚
آئویی:*از دور داد زد.* اول بذار بقیه هم غذا بخورن!😐💢
همه:*خندهشون گرفت. 😂*
ادامه دارد...🩵🎀
نویسنده ✍️:خووووووو😂🩵یویچیرو بالاخره احساساتش رو یه کم بیشتر نشون داددددد🥹💖ولی اینوسکه هنوز رکورد سرعت غذا خوردن رو داره میشکنهههه🗿🍚🤣نظرتون؟🤓 تو کامنت بگیننن🎀
کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
- ۲۵۸
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط