بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست سی🍷🔪



خیلی خوشحال بودم که حواسش بهم هست
باز کردم

وسایلی که بود و دونه دونه باز کردم و شروع کردم به خوردن
اصلا امکان نداشت یه دختر لواشک ببینه و بهش حمله نکنه

مخصوصا منی که باردار بودم و ویارم لواشک و این چیزا بود
داشتم می‌خوردم

از ترشیش صورتم رفت توی هم ، چشمام چین خورد
برگشتم سمتش

لبخندی زدم
+خیلی خوشمزه بود

پلاستیک خالی رو بالا گرفتم و با لبای آویزون گفتم
_ولی تموم شد

خندید
+همشو خوردی؟ مگه نگفتم همش و نخور ، برات ضرر داره ها.....

برگشت و نیم نگاهی به من کرد
آب دهنمو قورت داد که یهو زد کنار...

با تعجب نگاهش کردم برای چی زد کنار
خواستم سوال بپرسم

ولی حتی مهلت بهم نداد
لب ش و گذاشت رو ی ل ب م و عمیق بو سید

مات موندم
آروم گاز گرفت که دستمو گذاشتم روی سینه اش
نفس کم آورده بودم
دیدگاه ها (۴)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_93وارد اتاق که شدیم درو قفل ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

وقتی خون آشام بود❣️پارت ۲با حس دید تار و سرگیجه پاشدم...نور ...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

برده عمارت جئون

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

عشق منP۵۱کوک:خودم مراقبشمجیمین:مطمعنیکوک:جیمین خوشم نمیاد یه...

چند پارتی (درخواستی)

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط