بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست سی دو🍷🔪
دستمو گرفت
آروم سمت اون ساختمون رفتیم
وقتی وارد شدیم منشی با دیدنمون از جاش بلند شد
رو به کوروش شروع کرد به عشوه ریختن
اخمام و تو هم کشیدم
قابلیت اینو داشتم که موهاش و بکشم
دختره ی ..
پوفی کشیدم و سعی کردم خودم و کنترل کنم
نامحسوس دست کوروش و بردم پشتمو و دور کمرم حلقه کردم
که نیشخندی زد یهو
نیم نگاهی بهم انداخت و منو سمت خودش کشید
او به منشی گفت
+اوکی ؛ به نوبت ما خیلی مونده
منشی با ناز گفت
_نه .. بعدی شمایین...میخواین همینجا منتظر بمونین تا نوبتتون بشه
کوروش سرش و به معنی نه تکون داد
+خانومم اذیت میشه
بعد من و راهنمایی کرد تا بشینم روی صندلی
با اخم نگاهش کردم
که سنگینی نگاهم و حس کرد انگار
سرش و برگردوند سمتم
پچ زد
+جانم؟ چیشدی ؟!
پارت دویست سی دو🍷🔪
دستمو گرفت
آروم سمت اون ساختمون رفتیم
وقتی وارد شدیم منشی با دیدنمون از جاش بلند شد
رو به کوروش شروع کرد به عشوه ریختن
اخمام و تو هم کشیدم
قابلیت اینو داشتم که موهاش و بکشم
دختره ی ..
پوفی کشیدم و سعی کردم خودم و کنترل کنم
نامحسوس دست کوروش و بردم پشتمو و دور کمرم حلقه کردم
که نیشخندی زد یهو
نیم نگاهی بهم انداخت و منو سمت خودش کشید
او به منشی گفت
+اوکی ؛ به نوبت ما خیلی مونده
منشی با ناز گفت
_نه .. بعدی شمایین...میخواین همینجا منتظر بمونین تا نوبتتون بشه
کوروش سرش و به معنی نه تکون داد
+خانومم اذیت میشه
بعد من و راهنمایی کرد تا بشینم روی صندلی
با اخم نگاهش کردم
که سنگینی نگاهم و حس کرد انگار
سرش و برگردوند سمتم
پچ زد
+جانم؟ چیشدی ؟!
- ۱.۷k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط