{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارالها ؛

بارالها ؛
آنجا که جهان را به کامم تلخ می گیری و راه را بر من سخت ، می دانم که از روی عطوفت توست و آنطوری که بر مهربانی تو اعتقادم هست بر غضب تو نیست .
بر مصیبت هایم تو را شاکرم و خوشحالم از اینکه فراموشم نکرده ای و هرگاه در آسایش و راحتیم ، ترس از آن دارم که از یادم برده ای .
خدایا من توجه تو را با هیچ آسودگی خاطر معامله نمی کنم ، پس در پی هر خطایی ، بخشش و یا جزایی ، مرا به خود وامگذار . . .
دیدگاه ها (۳)

ازمن خواست حلالش کنم!!کسی که بهترین روزهای عمرم رابرایش حرام...

برای دل خودم می نویسم.. برای دلتنگی هایم.. برای دغدغه هایم.....

بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارمهنوز هم غزل از حال بهتری که ...

در عمق دریا دلم می خواست چشم هایم را ببندم و برای چند لحظه ه...

ای مالک

معبودم  دلم میخواهد با تمام احساسم برایت بنویسم، تو را شاکرم...

معبودم  دلم میخواهد با تمام احساسم برایت بنویسم، تو را شاکرم...

معامله با خدا ❤ ️مردی داخل بقالی محله شد ، و از بقال پرسید ک...

معامله با خدا ❤ ️ _________________________________________...

قسمتی از کتابی که دارم میخونم جملات قشنگش و میزارم

چندپارتی چونگین عشق بی رحم پارت اول // ای بابا کافیه دیگه چ...

نقشه مشهد را که روی زمین پهن می کنیم، بهشت مقابل چشمانمان سب...

مردی داخل بقالی محله شد ،و از بقال پرسید که قیمت موزها چقدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط