{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛

قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛
مثل روغن چرخ خیاطی برای ناله های لولای در!
مثل دوا گلی برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!
مثل آغوش مادر بزرگ برای باریدنِ تمام بغض های جهان...!

چقدر دست هایمان خالی شده است!
آناهیتا_ترکمن
دیدگاه ها (۲)

ﺧﺐ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢﯾﮑﯽ...

به یاد روز های رفته می گریم که می دانم به پای من نمی مانی و ...

تنهایی تو را وا می داردتا اولین دری که باز شد،اولین آدمی که ...

قبلا می توانستم دختری بی‌فکر و بی‌خیال و آسوده باشم، چون چیز...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

این بود و لحظه ای که تهیونگ منتظری بود قلبش سوست شد چشم هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط