{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و مغز من هنوز لبریز از صدای وحشت پروانه ایست که او را در

و مغز من هنوز لبریز از صدای وحشت پروانه ایست که او را در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند... #فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

«چه حسی به او داشتم؟انگار وسط یک ظهر تابستان، یک عطر خوشبو ب...

به مادمازل کتی گفتم:تو هیچوقت عاشق شدی؟ خاکستری نگاهم کرد. خ...

در غلغله ی جمعی و«تنها» شده ای باز...آنقدر که درپیرهنت نیز غ...

یک روز از خواب بیدار می‌شوی نگاهی به تقویم می‌اندازی ، نگاهی...

علم عصب‌ شناسی ثابت کرده کتاب خوندن برای نوزاد، قوی‌ترین محر...

توسل پسرم مجتبی به امام رضا برای آزادی من از زندان

داستان زیبای توسل فرزند برای آزادی پدر (رهبر شهید)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط