{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part12

#part12
رستا
+دارم میگم اقای قاضی من اون دختروندیدم چون ماسک داشت فقط صداشو شنیدم _فهمیدین از کجابود ماله چه کشوری خدایا چیکار کنم دلم نمیخواد وجهه کشورم خراب بشه نمیخوام بی تی اس دربارمون بد فکر کنن +ن نفهمیدم با اون فرد پشت خطش اینگلیسی صحبت میکرد شاید خارجیه ،دروغم نگفتم واقعا اینگلیسی حرف میزد _باشه ولی ما به شماهم مظنونیم لطفا تااطلاع ثانوی از کره خارج نشین +عجب چرا باید به من شک کنین اونوقت نامجون:چون ما یه گروه معروف هستیم هرکس میتونه برامون دردسر درست کنه وتوام چون یه خارجی وارمی اقای قاضی احتمال میدن برای جلب توجه اون دخترواستخدام کرده باشی +ینی چی من مگه مریضه روانیم که بخوام شمارو بکشم اخه جیهوپ:ن منظور نامجون این نبوداون+منظورش همین بودجیهوپ شی اقای قاضی:خب بهتره دیگه بحث نکنین ختم جلسه وچکششو کوبید به میز ازدرامدم بیرونوپشت سرم اعضاهم امدن نامجون:امم خانم بازم اسمتو یادم رفت+رستانامجون:هااره رستامن معذرت میخوام من هنوزم از اون شب حالم خوب نیست یکم به همه بدبین شدم میفهمی که چی میگم+اره میفهمم فلا خدا نگه دارهمگی و راهمو گرفتم سمت خونه ....کوکی
+هیونگ یکم بدباهاش حرف نزدی دختره به خاطره ما از مصاحبه کاریش زده تابیاد شهادت بده نامجون:اره پشیمونم اون یه ارمیه نباید باهاش اینجوری برخورد میکردم ته ته دستشو گذاشت روشونه نامیو گفت:غصه نخور هیونگ تویه فرصت ازش معذرت خواهی میکنیم نامجون:اخه چطوری ماکه نمیدونم کجا زندگی میکنه ته ته:ولی میتونیم پیداکنیم که جیمین:چطوری اونوقت عقل کل ته ته:جونم براتون بگه کوکی شمارشو داره به بهونه گرفتن خطش میریم ازش بگیریم یکی زدم پس کلش:اخه احمق برایع یه خط بی ارزش پاشیم بریم دره خونه دختره بگیم امدیم شمارمونو بگیریم جیمین:ولی بیراهم نمیگه ها بگیم کمپانی اون خطوازمون میخوادیا اینکه دیگه بهمون سیمکارت نمیده جین:اره بگیم پی دی نیم ورشکست شده به جمع اوری سیمکارت میپردازه یاع یاع نامجون نگاه پوکری بهش کردو گفت:جین،جین:جانم نامی،نامی:خفه شولطفا جین:چشم خندم گرفته بود بابام چه باجنمه ایول خوشمان امد +پس همین کارو بکنیم ینی زشت نیس اعضا:اره وحرکت کردیم به سمت خونمون دلم میخواد ببینم کجا زندگی میکنن واینکه +بچهامیتونم یه کاری براش بکنم اعضا:چه کاری+....
دیدگاه ها (۸)

#part12افراالان سه روزی ازدادگاه رستاو مضنون شدنش میگذره این...

#part12رستاکوکی:توی این هوا این ساعت با چمدون انوقت افرا:همم...

#part11+میشه اسمتون روبدونم_میشه خودتون بگین کی هستین داشتم ...

#part11رستاهنوزم تو شک بودم باورم نمیشد واقعا کوکیی +واااااا...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۳۶ا.ت درحالی که هر دیقه اشکش دمه مشکش بو...

part 27جونگکوک که از ظهر چیزی نخورده بود حسابی گرسنه شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط