{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خ

دیشب یه پشه نیشم زد پاشدم دنبالش کردم بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم اومدم بکشمش یهوگفت بابا! راست میگفت من باباش بودم آخه خون من تو رگاش بود! تا صبح تو بغل هم گریه کردیم!
:)))
دیدگاه ها (۴)

ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﮔﯿﺮ ﻧﺪﯾﺪ، ﻫﯽ ﺩﻣﺎﻏﺸﻮ ﻓﻼﻥ ﮐﺮﺩﻩﻟﺒﺎﺷﻮ ﻓﻼﻥ ...

Love you پارت چهارم« کوک از حموم در اومد یدون شلوارک پوشید م...

شاهزاده دوست داشتنی من

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:5که کوک:باکی حرف میزدی ز...

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

p2ویو نامجون:خیلی عذاب وجدان داشتم یونا راست میگفت آخه سوآ ه...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط