نوشته بود

نوشته بود ؛
کسی را آنچنان دوست داری که برایش بجنگی؟

گفتم ؛
از جنگ ها برگشته ام،
با زخمها و موی سپید
و یاد گرفته ام که صبور باشم و به تماشا قانع...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

❄️ســلام💛صبحتون❄️پراز خیر و برکت💛در پناه پروردگار❄️امروزتون ...

خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش آفریننده لبخند...

شب ندارد سر ِخواب...شاخ مأیوسِیکے پیچڪ خشڪپنجہ بر شیشہ ے درم...

توزیباترینﺣﻀﻮﺭﺯﻧﺪگےمنےﻭﻣﻦﻋﺠﯿﺐبہﺁﻏﻮﺷﺖﺧﻮﮔﺮفتہﺍﻡﺧﻮﮔﺮفتہﺍﻡبہﺁبےﺁ...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 12بعد از جدا...

رفته بودم موهامو کوتاه کنم، چون دیگه حوصله ی موی بلند و نداش...

کپشن خیلی بیش از حد مهم☆خانم گفت:مگه اونا برات چیکار کردن که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط