ادامه

ادامه
...... : سلام خانم خوشگله
....... : چه بدنی داری .....
چی می گفتن به چه حقی این شکلی صحبت می کردن
عصبی بودم خاستم برم باهاشون دعوا کنم ولی اونا دو تا بودم همین طور که اونا داشتن به ا/ت نزدیک می شدن
من هم از پشت له اونا نزدیک شدم و یکیشون که عقب تر بود رو بی سر و صدا زیر دستم خفه کردم و رفتم سراغ اونا یکی به ا/ت نگاه کردم که داشت از ترس گریه می کرد و با صدای ناله اونا سرش رو بالا اورد
همش اون لحظه جلوی چشمام بود
انگار هنوز داشتم اون لحظه رو تجربه کی کردم
.
.
.
حمایت ......... 🌚
بیبی میگم تو که تا اینجا خوندی میشه اون دستای قشنگت رو روی دکمه دنبال کردن بزنی؟ با این کارت قلب به دختر رو اکلیلی می کنی ✨
دیدگاه ها (۳)

سلام عشقای من ۵۰۰ تایی شدنمون مبارک باشه عاشق هر تک تک تونم ...

*همکلاسی غیرتی من *Chapter 2Part 27سورا : جیهو ببخشید می پرس...

*همکلاسی غیرتی من *Chapter 2Part 26سرم رو کمی بالا اوردم و د...

*همکلاسی غیرتی من *Chapter 2Part 25سورا : بیا بریم الان از ...

عشق غیر ممکن part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط