{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 45 ⁠`⁠ლ⁠

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 45 ⁠`⁠ლ⁠


ات : مادر بزرگ من الان میرم فروشگاه بخاطر اینکه دیشب نرفتم امروز کله روز باید تو فروشگاه باشم
م/ات : باشه این ظرف غذا رو بگیر ناهار درست کردم برات
دختره ظرف غذا رو از مادر بزرگش گرفت و گونه مادربزرگش رو بوسید هر دو از خونه خارج شدن پشت کرد به مادر بزرگش اما با یاد آوری چیزی دوباره برگشت ات : مادر بزرگ قبض برق نیومده
م/ات : نه نه نیومده
ات : بای بای ...........با قدم های آهسته اش سمته فروشگاه رفت
جیمین سمته در آپارتمانش رفت بعد از باز کردن در چهره اخمیش رو به فرد پشته در تحویل داد با لحن طلبکارانه اش نجوا کرد جیمین : گمشده بالاخره پیدا شد
می کو : از دست تو پارک جیمین هیچوقت عوض نمیشی
جیمین رو کنار زد وارده آپارتمان شد لوهان که هم دوستش میشد هم دستیارش هم پشته سرش وارده آپارتمان شد تا خبر از اینکه درب آپارتمان رو باز گذاشته همه زمان جیمین و لوهان پشته سره می کو راه میرفتن بلاخره می کو رویه کاناپه تو سالن خودش رو پرت کرد جیمین و لوهان هم روبه کاناپه نشستن می کو دستاشو رویه کاناپه گذاشت و پاسو گذاشت رویه میز با پوزخندی زد می کو : عجب خونه ای خیلی خوشگله
جیمین : پاتو رو میز نزار خوشم نمیاد
لوهان : کارش همینه من هیچوقت نمیزارمش خونم
می کو : جیمین دره خونه لوهان همیشه به روت بازه
جیمین : لوهانو درگیر بازیات نکن
لوهان: من هیچوقت شریک جرم این نمیشم
می کو : هی خجالت بکش من رئیستم
لوهان : یه رئیس بیکاره به درد من نمی‌خوره
می کو : خاک تو سرت اگه من نبودم الان مگه تو فقر دست و پنجه نرم میکردی بشکنه دست بی نمک
لوهان : جیمین هیچوقت اینو خونت راه نده
جیمین : موافقم
می کو : سبزی هم میارم پوست کنید دیگه مثله اون خاله زنک ها میشید
لوهان : سبزی پوست نمیشه
می کو کوسنه کوچیکی که پشت اش بود رو برداشت و پرت کرد سمته لوهان می کو : فقط بلدی مثله رباط بمونی
جیمین : کافیه من نگفتم بیای اینجا کنگر بخوری لنگر بندازی باید دنبال یه کسی بگردی برام
می کو : می شنوم
جیمین : اسمه خودش رو نمی‌دونم اما خانوادش رو می‌شناسم از طریق اونا پیداش کن
می کو : این کیه که آنقدر برای پارک جیمین مهمه
لوهان : دخالت نکن
جیمین : گوش بده می کو ..... کانگ ات اسمه خواهرشه
با شنیدن اسمه کانگ ات لوهان و می کو سریع هر دو بهم نگاه کردن جیمین به حرف هایش ادامه داد ....... پدر و مادرشونو تویه تصادف از دست دادن گویا وقتی اونا مردن همین برادرش هم از خونه زده بیرون هشت سال میشه اما هیو خبری ازش نیست وضع دختره خیلی خرابه با مادر بزرگش زندگی می‌کنه تو محله گانگ نام

شرط ها
۸۰ لایک
۱۰۰ کامنت
دیدگاه ها (۱۱۷)

اسلاید ۲ می کو اسلاید ۳ لوهان

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 46 ⁠`⁠ლ⁠سالن می کو که خشکش زده بو...

ادامه پارت ۴۴هیونا : مطمئنم به مرور زمان اونم عاشقت میشه فقط...

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 44 ⁠`⁠ლ⁠از آمدن دوباره اش به آن جش...

پارت¹ات نشست رو مبل ، با مرور اتفاقات چند دقیقه پیش یه بغضه ...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط