{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت ۴۴

ادامه پارت ۴۴

هیونا : مطمئنم به مرور زمان اونم عاشقت میشه فقط بیشتر نزدیکشو و یکم عشوه بیا مردا از زنایی که خوششون میاد که عشوه میان
ات : اما من نمیتونم عشوه بیام
هیونا : ببین داره میره زود برو پیشش
ات : اما من بهش چی بگم
هیونا : برو زود باش بدو که رفت
ات سریع از رویه مبل بخاطر لباس کوتاهش کمی لباس رو پایین کشید و سریع به دنبال جیمین رفت اون از سالن خارج شد دختره که قدم هایش کوچیک بود با بدو دنبالش میدوید جیمین به بیرون رفت همینکه میخواست درب ماشین اش را باز کنه با صدای کسی کاری را متوقف کرد
ات : هی صبر کن
چرخید سمته ات یه دستش رو تو جیبش گذاشت و بهش خیره شد دختره که یاد حرف دوستش افتاد
٫٫ عشوه بیا مردا از زنایی که خوششون میاد که عشوه میان ٫٫٫
قدمی نزدیک شد به دستشو گذاشت رویه کمرش و با دسته دیگه اش با تره ای از موهایش بازی میکرد خواست لحنش رو عوض کنه ات : استاد پارک من چطوری تشکر کنم بابت کمکی که کردی واسم
جیمین : نیازی نیست کاری نکردم
دختره همون جوری ادامه داد
ات : اما من می‌خوام جیران کنم
جیمین : باز نوشنیدی خوردی
ات سریع دستشو از کمرش برداشت ات : نه نخوردم
جیمین : باشه من دیگه میرم شب خوش
جیمین بلافاصله سوار ماشین شد و حرکت کرد رفت دختره مات موند
ات : برای دومین دفعه ابروی خودمو بردم ‌
دیدگاه ها (۱)

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 45 ⁠`⁠ლ⁠ات : مادر بزرگ من الان می...

اسلاید ۲ می کو اسلاید ۳ لوهان

(استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 44 ⁠`⁠ლ⁠از آمدن دوباره اش به آن جش...

ادامه پارت ۴۳دختره که حال اشک هایش بند اومده بودن با صدای آر...

ددی فاکر

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط