عشق دردناک
عشق دردناک
p³
-ولی من میگم یه ریگی تو کفش یونا هست
_هرچی هم باشه من بفهمم کوک حرفم رو باور نمیکنه
-نمیدونم
"ویو خونه_ا.ت"
رفتم خونه و بالا رفتم
دوباره صدای آه ناله ی کوک و یونا میومد
واقعا نمیدونم با این زندگیم چیکار کنم
تو همین فکرا بودم که زنگ در اومد
رفتم درو باز کردم که مامان کوک اومده بود
مامان کوک:سلام دخترم خوبی؟
_آآآآ بله بله
مامان کوک:صدای چیه؟(شتتتتت😂🗿)
_هیچی کوک داره فیلم میبینه
مامان کوک:آها برو صداش کن
_بله بله
(شتتتت د آخه مشT🗿😂)
رفتم درو زدم که کوک لخت درو باز کرد با موهای پریشون
+مگه نگفتم وقتی با یونا دارم کاری میکنم در نزن(عربده)
_کوک...
مامان کوک:پسرم...
+م...مامان...
مامان کوک:خفه شوو پسره ی آشغال من تورو اینجوری تربیت کردم(داد)
&ددی کیه؟
مامان کوک اومد بالا و موهای یونا رو گرفت و کشید
&آیییییی
مامان کوک:این خودش زن داره هرزه
+مامان ولش کن(داد)
مامان کوک دستم رو گرفت و برد بیرون از خونه و سوار ماشینش کرد و برد سمت خونه ی خودم
مامان کوک:عزیزم برگه ی طلاق رو برات میارم
_مامان...
p³
-ولی من میگم یه ریگی تو کفش یونا هست
_هرچی هم باشه من بفهمم کوک حرفم رو باور نمیکنه
-نمیدونم
"ویو خونه_ا.ت"
رفتم خونه و بالا رفتم
دوباره صدای آه ناله ی کوک و یونا میومد
واقعا نمیدونم با این زندگیم چیکار کنم
تو همین فکرا بودم که زنگ در اومد
رفتم درو باز کردم که مامان کوک اومده بود
مامان کوک:سلام دخترم خوبی؟
_آآآآ بله بله
مامان کوک:صدای چیه؟(شتتتتت😂🗿)
_هیچی کوک داره فیلم میبینه
مامان کوک:آها برو صداش کن
_بله بله
(شتتتت د آخه مشT🗿😂)
رفتم درو زدم که کوک لخت درو باز کرد با موهای پریشون
+مگه نگفتم وقتی با یونا دارم کاری میکنم در نزن(عربده)
_کوک...
مامان کوک:پسرم...
+م...مامان...
مامان کوک:خفه شوو پسره ی آشغال من تورو اینجوری تربیت کردم(داد)
&ددی کیه؟
مامان کوک اومد بالا و موهای یونا رو گرفت و کشید
&آیییییی
مامان کوک:این خودش زن داره هرزه
+مامان ولش کن(داد)
مامان کوک دستم رو گرفت و برد بیرون از خونه و سوار ماشینش کرد و برد سمت خونه ی خودم
مامان کوک:عزیزم برگه ی طلاق رو برات میارم
_مامان...
- ۱.۴k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط