{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک

عشق دردناک

-ولی من میگم یه ریگی تو کفش یونا هست

_هرچی هم باشه من بفهمم کوک حرفم رو باور نمیکنه

-نمیدونم

"ویو خونه_ا.ت"
رفتم خونه و بالا رفتم
دوباره صدای آه ناله ی کوک و یونا میومد
واقعا نمیدونم با این زندگیم چیکار کنم
تو همین فکرا بودم که زنگ در اومد
رفتم درو باز کردم که مامان کوک اومده بود
مامان کوک:سلام دخترم خوبی؟

_آآآآ بله بله

مامان کوک:صدای چیه؟(شتتتتت😂🗿)

_هیچی کوک داره فیلم میبینه

مامان کوک:آها برو صداش کن

_بله بله

(شتتتت د آخه مشT🗿😂)

رفتم درو زدم که کوک لخت درو باز کرد با موهای پریشون

+مگه نگفتم وقتی با یونا دارم کاری میکنم در نزن(عربده)

_کوک...

مامان کوک:پسرم...

+م...مامان...

مامان کوک:خفه شوو پسره ی آشغال من تورو اینجوری تربیت کردم(داد)

&ددی کیه؟

مامان کوک اومد بالا و موهای یونا رو گرفت و کشید

&آیییییی

مامان کوک:این خودش زن داره هرزه

+مامان ولش کن(داد)

مامان کوک دستم رو گرفت و برد بیرون از خونه و سوار ماشینش کرد و برد سمت خونه ی خودم

مامان کوک:عزیزم برگه ی طلاق رو برات میارم

_مامان...
دیدگاه ها (۱۲)

عشق دردناکp²"ویو بعد از حموم"رفتم پایین و روی صندلی نشستم و ...

عشق دردناکp¹"ویو ا.ت"من توی عمارت جونگکوک زندگی میکنماون همی...

خانواده ی جئون

خانواده ی جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط