{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱✨:

شروع:امجدی تو فکر از اداره اومد داخل خونه.الناز:«سلام»امجدی با بی حوصلگی:«سلام»-چی شده حمید؟/-هیچی/-آ هیچی یعنی چی حتما یه چی شده دیگه اینقدر بی حوصله ای/-نه یکم خستم خوابم میاد واسه همین/-حتما؟/-خب حتما که یه مسئله ی دیگه ای هست که باید بهت بگم/-آها من گفتم یه کاسه ای زیر نیم کاسه‌ست،بگو چی شده/-چیز...بچه ها خوابن؟/-بله خوابیدن،بحثو عوض نکن گفتم بگو چی شده/-اینجا دم در توضیح بدم؟/-خب بفرما تو بعد توضیح بده/رفت تو.الناز اومد پیشش:«خب...؟»-عزیزم میزاری لباسمو در بیارم یا نه؟/-در بیار(در اورد)/-بفرما بگو/-الناز چقدر عجله داری میتونم برم دست و صورتمو بشورم؟/-عی بابا من عجله دارم یا تو؟هی بهونه میاری،خب نمیخواستی بگی چرا گفتی میخوام مسئله مهمی رو بهت بگم؟/-خب نمیگفتمم تو جیر میفتادم/-چی؟/-جیرَ،یعنی تو گیر/-حمید،یا میگی چی شده،یا خودمو از اینجا بندازم بیرون؟/-اینجا پنجره داره؟(الناز با حرص نگاه کرد)خب ببخشید حق با شماست بد گفتم،برم بیام.../-حمید!/-آلله آندوسون ریخت/-هوم؟/-ریخت؟/-چی ریخت/-موهام/-موهات چرا/-بابا میگم دستشویی دارم الناز چرا نمیفهمی،عی بابا/-هـــ‍ا!خب اینو از اول بگو،وایسا،بهونه،امان از بهونه/-عزیزم بهونه چیه/-من میدونم،من میدونم(امی بهش نگاه کرد)من که میدونم ولی برو،بیا همه چیو توضیح بده/رفت./:«هی بهونه هی بهونه،نمیگه چیه»
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲✨:زنگ درو زدن.الناز رفت درو باز کرد،فرهاد و فریبرز بود...

پارت۳ ✨:رادین مسلمی(مجید واشقانی)که دوستِ فرهاد بود تفنگو گر...

اهم اهم...لطفا آبرو بزارید تو کامنتا😏

چقدر امجدی ذوق میکنه😂

ددی جئون ات: الان بهتری؟جونگکوک: اهوم........ مرسی که پیشم ب...

پارت 2.... چونش رو گرفت بالا و گفت: پس اسمت هیناتاس ؟ هیناتا...

💃🏻🕺🏻صحنه سوم|صحنه خونه رو نشون داد.حمید با عصبانیت و قدمای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط