{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا!

غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا!
به جز از عشق تو چیزی، نبود در دل ما

همه دم، غصه خورم؛ آه کشم، با دل زار؛
شده تقدیر دل من، که شوم از تو جدا

نفس دل، شده بی تاب؛ بگو من چه کنم؟
گل قلبم، شده پرغم؛ بروم من، به کجا؟

نشوم شاد من اصلا؛ دل من گشته نحیف،
تو بگو من چه کنم، تا که شوم شاد و رها؟

گل احساس وجودم، همگی درد شده است؛
غم احساس دلم، درد بزرگی است خدا

ببر این درد و غمم را؛ تا که در دل بدمد،
به نشاط گل عشقی، تپش و مهر و وفا

نفسم بند شده؛ قلب من از حال برفت،
تو خودت باز بدم، در دل من، عشق و صفا
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ صبحِ امروز وقتی داشتمچایی صبحانه ...

ای مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه...

می ترسیدم،که عاشقت شده باشم!مثل آسمان، که شبی پرنده ای از آن...

‍ چنان زلال شودآن کسی که تو را یک بارفقط یک بارنگاه کندکه هی...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

موسیقی

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

عاشقانه های شبنم

نقطه ی آرامش

عاشقانه های شبنم

یاد گمشده یی

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط