{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد

ای مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد
ای فاتح بی لشگر من خانه ات آباد

تا کی بنویسم که تو می آیی و هر بار
قولِ "سرِ خرمن بدهی" ، دست مریزاد

حافظ به تمسخر به دلم گفت فلانی
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

دور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرم
مجنونم و یک شاعرِ دیوانه ی دل شاد

دستم به جدایی برسد، رحم ندارم
بد شد "گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد"

با اینکه دلم گفته مدارا کنم اما
ای داد از این دوری و از عشق تو بی داد

تلخ است اگر دوریِ شیرین به خدا شکر
این قرعه ی عشق است که افتاده به فرهاد...

شهریار
دیدگاه ها (۱)

امروز دوبارهصبح با چشمان تو شروع شداز دور نگاهت میکنمبرایت ب...

و عشقآنقدرها هم که فکر می کردیمعادلانه نبود !زنِ همسایه عاشق...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ صبحِ امروز وقتی داشتمچایی صبحانه ...

غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا!به جز از عشق تو چیزی، نبود...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

.........بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط