{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ترسیدم،

می ترسیدم،
که عاشقت شده باشم!
مثل آسمان، که شبی
پرنده ای از آن کوچ می کند
تمام مسیر بادهایش
تغییر می کند!
می ترسیدم، که عشق
در خواب هایم بغلتد!
آن قدر، که دست هایم را
به سمت پنجره ها، باز کنم
تا فراموش کنم
عشق پیراهنی ست، که از اندوه
در آغوشم، هر شب
میان خواب های تکّه تکّه ام
روی بام آخرت، مچاله می شود ...
دیدگاه ها (۱)

غم هجران تو آخر، دل ما، سوخت؛ بیا!به جز از عشق تو چیزی، نبود...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ صبحِ امروز وقتی داشتمچایی صبحانه ...

‍ چنان زلال شودآن کسی که تو را یک بارفقط یک بارنگاه کندکه هی...

کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت؟ «بال»، تنها غم غربت ب...

عاشقانه های شبنم

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

امروز که تولدم را تبریک گفتید، عشق در وجودم حک شد. شما دوستا...

لبخندِ تورا،دیر زمانیست ندیدم ..💔اولین سالروز ولادت شماست که...

من کیستم!

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط