{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کن وقت تماشای تو باران بزند

فکر کن وقت تماشای تو باران بزند
چک چک چتر تو در گوش خیابان بزند
عشق مفهوم عجیبی است که در ذهن همه
می تواند قدمی ساده و آسان بزند
عشق یعنی غم یک قطره ی باران وقتی
دل به دریا زده یک مرتبه توفان بزند
عشق یعنی غم برگی که دلش می خواهد
به تن شاخه ای از فصل زمستان بزند
عشق یعنی که زنی از هیجان شعر شود
و هوایش به سر مرد غزلخوان بزند
فکر کن وقت تماشای تو باران بزند...


دیدگاه ها (۱۴)

ایوان و غروب و قمر و فاخته باشد قالیچه ی ابریشمی انداخته باش...

با تیشه ی خیـــــــال تراشیده ام تو را در هر بتی که ساخته ام...

چشمهای تو عجب کهنه شرابی داردبه تو وابسته شدن خانه خرابی دار...

تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده‌ای به وجودم ولی سوای من...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

ادامه پارت ۵

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط