{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد

چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد
به تو وابسته شدن خانه خرابی دارد
آخر از حسرت دیدار تو من می میرم
عاشقی هم بخدا حق و حسابی دارد
تو که از حال دل ِ خسته ی من باخبری
بی تفاوت شدنت، سخت عذابی دارد
قصه ی عاشقی ما دونفر آسان نیست
چون کویری است که در سینه سرابی دارد
مشکل از چشم من و دین و مسلمانی توست
عــشـق هم آیه و تفسـیر و کـتابی دارد
دیدگاه ها (۹)

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

ایوان و غروب و قمر و فاخته باشد قالیچه ی ابریشمی انداخته باش...

تو کیستی که پراکنده در هوای منیتنیده‌ای به وجودم ولی سوای من...

فانوس هر شبم شده حال و هوای تو من بیکرانه از عشقم در تمنای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط