{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر که شدم میخوام واسه نوه هام از خاطرات ویس بگم....بگم ک

پیر که شدم میخوام واسه نوه هام از خاطرات ویس بگم....بگم که هیشکی منو نمی شناخت و من براشون شادی به ارمغان می آوردم
دیدگاه ها (۱)

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

درودفونت نمی‌زنممن جونهی مك‌فیان هستم و اکانت اصلی من @jonhi...

تو منو دوست داری؟پارت ۳۲ویو نویسندهاز این به بعد دامیان و آن...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت:5ب...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط