#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_8

ویو صبح فردا


(از خواب بیدار شد که دید تهیونگ توی اتاق  نیست ؛از جاش پاشد و رفت بیرون که دید بوگوم بیرون روی کاناپه جلو تلوزیون نشسته و داره فیلم نگاه میکنه ؛با حس کردن رایحه ی دیگه طرف امگا برگشت و لبخندی زد )
☆بیدار شدی !
+اره .
(امگا  اروم جواب داد و بوگوم پاشد وطرف اشپز خونه رفت و برگشت سمت امگا )
☆چی میخوری ؟
+هیچی
(با اخمی نگاهش کرد و ادامه داد)
☆بیخود  تا الان یه وعده غذا درست هم نخوردی ،پنکیک دوس داری دیگه ؟
دیدگاه ها (۰)

وقتی پریود بودی💙پارت ۱روایت از زبان ماکیلا:با درد شدیدی توی ...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 7صبح روز بعد رینا زودتر از همیشه بیدار شد و و...

عشقی حقیقی

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p47«نه، نمی‌دونی.»چند لحظه سکوت کرد. با ص...

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇22ویو هویج:بعد از اون روز، ات سعی کرد...

ابلیس

«رایحه پنهان»تهیونگ آخر سر فقط سرش رو پایین انداخت.بدون اینک...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط