بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست پنج🍷🗡
لب زد
+خانوم گفتم روشن نکنم شما خوب بخوابید
اهانی گفتم
یهو یه چیزی یادم افتاد
لب زدم
+کوروش نیومده؟
سرشو به معنی منفی تکون داد و گفت
_نه خانوم جان نیست
لب گزیدم
+اوکی، میتونین برین سر کارتون
قوصی به کمرم دادم
کمرم خشک شده بود از بس روی مبل خوابیده بودم
یادم افتاد امروز عروس شدم من
با همون لباسا خوابم برده بود
قرار بود مخ کوروش بزنم
تا به واسطه اون قدرتمند بشم
سمت تلفنی که توی پذیرایی بود رفتم
اول شمارشو گرفتم
بعد چند دقیقه صدای خش دارش بلند شد
+بله؟
هرچی ناز بلد بودم و ریختم تو صدام
لب زدم
_کوروش...
شوکه شدنش و حس کردم
پارت صد بیست پنج🍷🗡
لب زد
+خانوم گفتم روشن نکنم شما خوب بخوابید
اهانی گفتم
یهو یه چیزی یادم افتاد
لب زدم
+کوروش نیومده؟
سرشو به معنی منفی تکون داد و گفت
_نه خانوم جان نیست
لب گزیدم
+اوکی، میتونین برین سر کارتون
قوصی به کمرم دادم
کمرم خشک شده بود از بس روی مبل خوابیده بودم
یادم افتاد امروز عروس شدم من
با همون لباسا خوابم برده بود
قرار بود مخ کوروش بزنم
تا به واسطه اون قدرتمند بشم
سمت تلفنی که توی پذیرایی بود رفتم
اول شمارشو گرفتم
بعد چند دقیقه صدای خش دارش بلند شد
+بله؟
هرچی ناز بلد بودم و ریختم تو صدام
لب زدم
_کوروش...
شوکه شدنش و حس کردم
- ۱.۶k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط