{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 [جنایتکار]

𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 [جنایتکار]
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 𝟑
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒

جونگ وو، در ظاهر، پسری جذاب و کمی مرموز به نظر می‌رسید. با قد بلند، تتو های روی دستش و موهای مشکی که به زیبایی روی پیشونیش ریخته بود و لبخندی که می‌تونست هر دختری رو جذب کنه... اون مهارت خاصی تو جذب افراد داشت، مهارتی که جونگکوک سال‌ها بهش یاد داده بود.


اولین برخورد اونها تو کافه تریا دانشگاه اتفاق افتاد. سوجین، با بی‌حوصلگی پشت میزی نشسته بود و به صفحه گوشیش خیره شده بود. سئوجون، طبق معمول، غرقِ رمان جدیدش بود و هیچ توجهی به محیط اطرافش نداشت.

جونگ وو با سینی غذاش، مستقیم به سمت میز سوجین رفت. با یه لبخند آروم و اعتماد به نفس، گفت:

جونگ وو: ببخشید، اینجا خالیه؟

سوجین سرشو بلند کرد و با نگاه تیزش اونو از سر تا پا بررسی کرد. چیزی تو نگاه جونگ وو بود که اونو کنجکاو می‌کرد، اما در عین حال حسی از خطر رو هم داشت.

سوجین با لحنی کمی سرد گفت..
سوجین :آره، خالیه

جونگ وو بدون معطلی نشست. سئوجون حتی سرش رو هم بلند نکرد.

جونگ وو: تا حالا اینجا ندیدمتون. ترم اولی هستید؟

سوجین پوزخندی زد و گفت...
سوجین:به شما چه ربطی داره؟

جونگ وو لبخندش رو حفظ کرد. اون به این واکنش‌ها عادت داشت. جونگکوک بهش آموزش داده بود که در برابر موانع، صبور باشه...

جونگ وو: فقط می‌خواستم سر صحبت رو باز کنم. من جونگ وو هستم، ترم بالایی

سوجین: خوشبختم. منم سوجینم
و دوباره نگاهش رو به گوشیش برگردوند

جونگ وو: کلاساتون چطور پیش میره؟ سخت نیست؟

سوجین با بی‌حالی گفت..
سوجین: مثل همیشه. چیزی نیست که از پسش برنیام

جونگ وو: پس یعنی فکر می‌کنی از هر کسی قوی‌تری؟

سوجین گوشیش رو کنار گذاشت و با چشماش مستقیم بهش خیره شد

سوجین: شاید. چرا می‌پرسی؟

جونگ وو: هیچی. فقط حدس زدم. یه جورایی بهت میاد

لحن جونگ وو، نه تمسخرآمیز بود و نه چاپلوسانه. فقط یه اظهارنظر ساده بود که باعث شد سوجین کمی تعجب کنه. اون عادت داشت با برخوردهای خشن و یا کنجکاوانه روبرو بشه، نه با همچین آرامشی.

سئوجون سرشو از کتاب بلند کرد و با نگرانی به سوجین نگاه کرد...
سئوجون: سوجین این کیه؟

سوجین با بی‌تفاوتی جواب داد..
سوجین: هیچی، فقط یه آشنای جدید
دوباره به جونگ وو نگاه کرد و گفت..
سوجین: چیزی می‌خواستی؟

جونگ وو: آره. می‌خواستم بگم... فکر کنم دوست داشته باشی با یه نفر مثل من آشنا بشی. من چیزای زیادی بلدم که شاید به دردت بخوره

سوجین تو دلش خندید. اون تو دنیای خودش، چیزهای زیادی بلد بود که هیچ کس دیگه ای نمی‌دونست. اما کنجکاویش تحریک شده بود.

سوجین: مثلا چی؟

جونگ وو لبخندی مرموز زد و گفت..
جونگ وو: مثلا... چطور از پس هر مشکلی بربیای. یا چطور به هر چیزی که می‌خوای برسی

سوجین ابروهاش رو بالا انداخت. این مرد داشت دقیقا به نقاط ضعف و قوتش اشاره می‌کرد، بدون اینکه چیزی ازش بدونه.

بازی شروع شده بود. اما سوجین هنوز نمی‌دونست که این بازی، چقدر خطرناکه و چه عواقب وحشتناکی برای اون و خانواده‌اش خواهد داشت.


سوجین و جونگ وو بارها و بارها با هم برخورد می‌کردند. در کافه تریا، در راهروهای شلوغ دانشگاه، و گاهی حتی تو کتابخانه. هر بار، جونگ وو سعی می‌کرد سر صحبت رو باز کنه، و هر بار، سوجین با دیوارهای بلندی که دور خودش کشیده بود، اونو پس می‌زد. اون عادت نداشت کسی به حریمش نزدیک بشه و به هیچ غریبه‌ای اعتماد نمی‌کرد.

یه روز، سوجین در حال تمرین دفاع شخصی تو سالن ورزشی دانشگاه بود...حرکاتش خشن و دقیق بود، چیزی که کمتر دختری در اون سطح می‌تونست انجام بده... جونگ وو که از کنار سالن رد میشد، ایستاد و اونو نگاه کرد. سوجین متوجه نگاهش شد، اما کارش رو ادامه داد.

وقتی تمرینش تموم شد، جونگ وو به سمتش رفت.

جونگ وو: حرکاتت خیلی خوبه. از کی تمرین می‌کنی؟
سوجین با نفس‌نفس جوال داد...
سوجین: از بچگی
جونگ وو: معلومه. یه جورایی... شبیه به خودم می‌بینمت
سوجین با تعجب نگاهش کرد
سوجین: چی؟
جونگ وو: کسایی که برای زنده موندن می‌جنگن، یه انرژی خاصی دارن. تو هم اون انرژی رو داری

این جمله، سوجین رو به فکر فرو برد. این اولین باری بود که کسی اینقدر دقیق، چیزی رو در موردش می‌گفت که خودش هم حس می‌کرد، اما هرگز به زبان نیورده بود. نگاه جونگ وو، این بار دیگه سرد نبود، بلکه نوعی درک و شناخت توش دیده می‌شد.
اگه جای سوجین بودید به حرفای جونگ‌وو اعتماد می‌کردید؟
دیدگاه ها (۴۰)

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

پارت ۳۲

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت ۱۷ 🖤جونگ‌کوک هنوز به عکس خیره شده بود. چهره‌اش کاملاً ع...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟕پارت ۲۷ | راز نفر سومچند دقیقه بعد...همه به عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط