کوچه...
کوچه...
وقتی کوچه بود
که عبور تو بود
سلام نگاه تو بود
کوچه وقتی کوچه بود
که باران بود
پرستو بود
هزار رویای بر زبان نیامده بود
وگرنه کوچه چه بود
جز راهی اندک
با آدم هایی اندک...
هیچ بارانی را به یاد ندارم
جز آن بارانی
که زیر چتر تو بودم و
خیس ام کرد...
وقتی کوچه بود
که عبور تو بود
سلام نگاه تو بود
کوچه وقتی کوچه بود
که باران بود
پرستو بود
هزار رویای بر زبان نیامده بود
وگرنه کوچه چه بود
جز راهی اندک
با آدم هایی اندک...
هیچ بارانی را به یاد ندارم
جز آن بارانی
که زیر چتر تو بودم و
خیس ام کرد...
- ۲.۰k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط