{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۳

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۳


یه سول خواست اعتراض کند، اما جیمین با نگاهی سرد و نفوذناپذیر در چشم‌هایش خیره شد و به صندلی تکیه داد : بشین. همین حالا.
جونگ‌کوک اشتباه کرده درسته ، اما الان هر دومون اینجاییم. گریه کن، خالی شو تو دلت نگه ندار، ولی حق نداری توی این راهرو خودت رو نابود کنی. میسو به آرامشِ تو نیاز داره نه به دعوا های مادر و پدرش
یه سول که در برابر جدیت جیمین قدرت مقابله نداشت، خودش را در آغوش او رها کرد و با صدای بلند گریست. جیمین در حالی که با سردی به جونگ‌کوکِ درهم‌شکسته نگاه می‌کرد، دستش را پشت سر یه سول گذاشت و اجازه داد تمام آن خشم و ترس، روی شانه‌اش خالی شود.
ویبر گوشی جیمین بلند شد او یه سول را از خودش دور کرد و با جدیتی لب زد : بشین روی صندلی یه سول
یه سول با بدنی بی‌رمق و شانه‌هایی که از شدت هق‌هق می‌لرزید، خودش را روی صندلی سرد بیمارستان رها کرد. سرش را میان دست‌هایش گرفت و اجازه داد سیل اشک‌هایش روی کفِ براق راهرو جاری شود. جیمین، با نگاهی که همچنان جدی و مراقب بود، کمی عقب‌تر ایستاد تا از آن فضا فاصله بگیرد تلفنش را جواب داد و با لحن جدی بیان کرد : ببین آری که برای چیزه الکی تماس....
صدای نگران و بغضی آری باعث قطع شدن حرف مرد شد : زود خود تو به بیمارستان سوِرانس بخش سردخانه دارویی هویون ...
جیمین با شوک و دستانی لرزان جواب داد : من الان همون بیمارستانم تماس رو قطع نکن دارم میام ..بدون نگاه کردن به پشته سرش با قدم های که خودش بی‌خبر ازش بود دوید هزاران فکر و خیال به ذهنش رسید ....
جونگ‌کوک که بندبند وجودش از دیدن فروپاشی یه سول تیر می‌کشید، با قدم‌هایی لرزان جلو آمد و مقابل پاهای او روی زمین زانو زد. سعی کرد دست‌های سرد همسرش را از روی صورتش کنار بزند، اما او با انزجار دست‌هایش را عقب کشید.جونگ‌کوک با صدایی که از بغض دورگه شده بود، التماس‌گونه گفت: یه سول... خواهش می‌کنم نگاهم کن. من رو با نگاهت زجر نده. می‌دونم باید قبل از رفتن به میدادم ، می‌دونم که اون لحظه‌ی وحشتناک کنارت نبودم... اما قسم می‌خورم هر ثانیه‌اش رو جبران کنم. من فقط می‌خوام آینده‌ی بهتری برای شما بسازم، فکر نمی‌کردم این‌طوری بشه...
دیدگاه ها (۷)

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۴یه سول ناگهان سرش را بالا آورد. چشم...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۵جسمی شبیه به جسد، بلاخره رسید به جل...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۲‌انعکاسِ درد در دعوای سردنورهای ب...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۱فضا غرق در نوری سفید و زننده بود هو...

✨ Part ⁵ : تقاصِ ابریشمی ✨ تهیونگ از دور با دوربینی در دست ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط