{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی چنان حوصله ات تنگ می شود

گاهی چنان حوصله ات تنگ می شود

گویی که همه کار جهان لنگ می شود

گاهی گشوده دستِ دلش را به سویِ تو

گاهی مدام بر دلِ تو چنگ می زند

گاهی غبار غم زِ دل می شویدت به اشک

گاهی خودش بر دلِ تو سنگ می زند

گاهی نوازشش دهد از رویِ مهر

گاه،افکنده زیرِ پای،لگدی چند می زند

اینک کجاست آنکه تمنایِ دل نمود؟!

اِستاده در شمار دگران،چه بد سنگ می زند
دیدگاه ها (۵)

از میان دو واژه انسان و انسانیت، اولی در میان کوچه ها و دومی...

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خ...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز امدنی در پیِ این...

باران شده ای !یک لحظه میباری و من یک هفته بیمارم !

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

❄ ❄ ❄ بهانه ی تو....یادِ تو بر شیشه ی #دل یکسره سنگ می زندبر...

گاهی دلم برای تو دل تنگ می‌زندیادِ تو بر سه تارِ دلم چنگ می‌...

چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق آهنگ رفتنت به دلم چنگ می ز...

چنگی به دل نمی زند این ساز بی رمق آهنگ رفتنت به دلم چنگ می ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط