گاهی چنان حوصله ات تنگ می شود
گاهی چنان حوصله ات تنگ می شود
گویی که همه کار جهان لنگ می شود
گاهی گشوده دستِ دلش را به سویِ تو
گاهی مدام بر دلِ تو چنگ می زند
گاهی غبار غم زِ دل می شویدت به اشک
گاهی خودش بر دلِ تو سنگ می زند
گاهی نوازشش دهد از رویِ مهر
گاه،افکنده زیرِ پای،لگدی چند می زند
اینک کجاست آنکه تمنایِ دل نمود؟!
اِستاده در شمار دگران،چه بد سنگ می زند
گویی که همه کار جهان لنگ می شود
گاهی گشوده دستِ دلش را به سویِ تو
گاهی مدام بر دلِ تو چنگ می زند
گاهی غبار غم زِ دل می شویدت به اشک
گاهی خودش بر دلِ تو سنگ می زند
گاهی نوازشش دهد از رویِ مهر
گاه،افکنده زیرِ پای،لگدی چند می زند
اینک کجاست آنکه تمنایِ دل نمود؟!
اِستاده در شمار دگران،چه بد سنگ می زند
- ۱.۹k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط