پارت ۲۷۵
پارت ۲۷۵
دیگه چیزی نفهمیدم و چشمام روی هم رفت
ـــــــــــــــــــــــــ
+تتوی قو؟
با تعجب بهم نگاه کرد که روی سینه اش رو نشون دادم
_بخاطر تو زدمش
+بخاطر من؟ برای چی؟
_چون مثل قو بهت وفادارم و حتی اگر خدای نکرده چیزیت بشه هم عاشق کسی نمیشم ، چون قو فقط یکبار تویه طول عمرش عاشق میشه...
+یعنی اینقدر عاشقمی؟
_شک داری؟
+نه...
_دوست دارم
+....
_تو چی؟ دوسم داری؟
+ نه!
-خیلی خوب دوست نداشته باش ولی من به اندازه ی هردومون عاشقتم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با زور چشم راستم رو تا نیمه باز کردم ، لب باز کردم که سوجون رو صدا بزنم که با سوزش شدیدی روبه رو شدم ، آروم و با درد اسمش رو صدا زدم
+س.. سوجون
سریع به سمتم برگشت و همونطور که پیشم میومد دکتر رو صدا زد
~بیدار شدی ؟ خوبی عزیز دل سوجون؟ درد داری؟
+د..درد...دارم..
~بمیرم برات ، وایسا الان دکتر میاد
... پس بلاخره بیدار شدی خانوم خوابالو...
+م..مگه چ...چند روز...خ..خواب بودم؟
...سه روزه خوابیدی
ناگهان چیزی یادم اومد و با ترس و نگرانی گفتم:
+ب..بچم...
...خوبه نمیخواد بترسی...راستش مطمئنم مادر خوبی میشید ، با اینکه با شدت زده بودنتون بازم تا لحظه یک آخر از بچه مراقبت کردید
دیگه چیزی نفهمیدم و چشمام روی هم رفت
ـــــــــــــــــــــــــ
+تتوی قو؟
با تعجب بهم نگاه کرد که روی سینه اش رو نشون دادم
_بخاطر تو زدمش
+بخاطر من؟ برای چی؟
_چون مثل قو بهت وفادارم و حتی اگر خدای نکرده چیزیت بشه هم عاشق کسی نمیشم ، چون قو فقط یکبار تویه طول عمرش عاشق میشه...
+یعنی اینقدر عاشقمی؟
_شک داری؟
+نه...
_دوست دارم
+....
_تو چی؟ دوسم داری؟
+ نه!
-خیلی خوب دوست نداشته باش ولی من به اندازه ی هردومون عاشقتم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با زور چشم راستم رو تا نیمه باز کردم ، لب باز کردم که سوجون رو صدا بزنم که با سوزش شدیدی روبه رو شدم ، آروم و با درد اسمش رو صدا زدم
+س.. سوجون
سریع به سمتم برگشت و همونطور که پیشم میومد دکتر رو صدا زد
~بیدار شدی ؟ خوبی عزیز دل سوجون؟ درد داری؟
+د..درد...دارم..
~بمیرم برات ، وایسا الان دکتر میاد
... پس بلاخره بیدار شدی خانوم خوابالو...
+م..مگه چ...چند روز...خ..خواب بودم؟
...سه روزه خوابیدی
ناگهان چیزی یادم اومد و با ترس و نگرانی گفتم:
+ب..بچم...
...خوبه نمیخواد بترسی...راستش مطمئنم مادر خوبی میشید ، با اینکه با شدت زده بودنتون بازم تا لحظه یک آخر از بچه مراقبت کردید
- ۹.۴k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط