{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون

خون
پارت دوم

پرش زمانی به بعد مدرسه ی ات
ات ویو :
از مدرسه تعطیل شدم بلخره داشتم با لینا میرفتیم خونه ما که یهو یه مرد قد بلند
و کراش جلومون وایساد
ج ن : اوه اوه ببین کی اینجاست دختر کیم
ات : تو از کجا بابای منو میشناسی
ج ن: آدم که قاتل خانواده اش رو که یادش نمیره
ات: چی داری مگی ها
ج ن : من زیاد دوست ندارم حرفم رو دوبار بزنم
جیمین رو به بادیگارد
ج ن : بیاریدینش
بادیگارد: چشم
ل ا : هی اسکل گاو منو کجا میبری ها
ات : هی لینا تو توی لحظه های بد هم شوخی میکنی
ج ن : تو کی؟
ل ا: دوست ات
ات : لینا سریع برو
جیمین حواسش نبود و لینا فرار کرد و رفت
(نکته : جیهوپ داداش لینا هست)(نکته دوم : لینا رفت پیش جیهوپ و همه چیز رو بهش گفت و جیهوپ با چیزایی که لینا گفت فهمید جیمینِ و میخواد انتقا بابای ات رو از ات بگیره)
دیدگاه ها (۰)

https://wisgoon.com/hnanhshyrkwnd4/فالوشه مادرم هست

۴۳شدیم۵۲یا۵۳شدیم

فیک خون پارت اول ات : دختری مهربون کیوت که با خانواده اش زند...

بچه ها من یه چند تا از مشق هام مونده نوشتم براتون یک یا دوتا...

پارت یازده که دیدم جیمین اومد جیمین: لینا مگه نگفتم مینجی رو...

لینا: چی من کجاممیسی: بیمارستان مامان دکتر گفت مسموم شدیجیمی...

پارت دهکه دیدم جیمین اومد سمتم و منو انداخت رو کولش منو برد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط