{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح تند تند صبحانشون رو خوردن و شال و کلاه کردن و بی جلب ...

ᴹʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹⁰
صبح تند تند صبحانشون رو خوردن و شال و کلاه کردن و بی جلب توجه و زیر زیرکی به سمت فرودگاه رفتن و حالا توی فرودگاه نشسته بودن تا اسم هواپیماشون اعلام بشه.
-دلم نمیاد از اینجا برم
-کااملا میفهمم چی میگی... اولش اینجوریه ولی بعدش درست میشه
-ولی... آپام چی؟
-چند وقت دیگه برمیگردیم و اون هم با خودمون میبریم باشه؟
-هوم...
به یه نقطه زل زد و کمی بعد رو به جونگکوک کرد.
-کوکی هیونگ؟
-هوم؟
-گشنمه
جونگکوک خندید.
-همینجا بمون تا برم برات یه چیزی بخرم باشه؟ یه کافه همین نزدیکی هست
جیمین سر تکون داد.
...
حدودا ۱۰ دقیقه شده بود که جونگکوک رفته بود و جیمین دستاش از نگرانی یخ کرده بود.
دلش شور میزد پس پاشد بره دنبال جونگکوک که ناگهان دوتا الفای درشت هیکل جلوشو گرفتن.
-چ-چیکار میکنین برین اونور
نه تنها حرف نمیزن و نگاهش نمیکردن بلکه جواب هم نمیدادن که ناگهان دوتا دست دور کمرش حلقه شد.
هینی کشید و سعی کرد فرار کنه ولی با صدایی که شنید خشکش زد.
-دلم برات تنگ شده بود جوجه...
این صدای یونگی بود...
-تو... تو...
-ببخشید جوجه... الفا خیلی خیلی متاسفه
اشک هاش بی وقفه میریختن و هق هق های بلندی از گلوش خارج میشد.
-ولم هقق کن عوضیی هقق
-حالا حاضرم هرکاری بگی بکنم که ببخشیم کوچولو من
-نمیخوام!! نمیبخشم!! ولم کن!!
-هروقت تصمیم گرفتی بگو
جیمین رو براید بغل کرد و به سمت خروجی فرودگاه رفت.
-ولمم کننن!!! جونگکوک چی؟!!! نههه!!!
...
به زور اورده بودش خونه و از وقتی رسیدن جیمین روی تخت زانو هاش رو بغل کرده بود و گریه میکرد و حتی نمیزاشت یونگی نزدیکش بشه.
-ن-ن-نزدیک من نیا
با هق هق گفت.
-گریه نکن دیگه... من که عذرخواهی کردم و گفتم هرکار بخای میکنم!
-نمیخوامم! تو اون زنیکه رو به من ترجیح د-دادی!
با هق هق شدیدی میگفت که یونگی تازه متوجه مارک ورم کرده اش شد.
-جیمین...
~~~~~~~~
بچه ها چون لایک ها خوب بود گذاشتم...
احساس میکنم اینو گذاشتم توجها به فیک تهکوک بچم کم شدهه😭
دیدگاه ها (۳۹)

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹³چند روز دیگه قرار بود ا...

ᴹʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹¹-جیمین... حتی از طریق مارکش هم ...

ᴹʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ⁹فقط دویده بود و از بار بیرون زده...

ᴵ ᶠᵃˡˡ ᶦⁿ ˡᵒᵛᵉ ʷᶦᵗʰ ᵃ ᵈᵉᵐᵒⁿ | ᵖᵃʳᵗ ¹²جونگکوک سمتش پرواز کرد ...

ᴹʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹³یونگی برای اولین بار برای جیمین...

ᵐʸ ˡᶦᵗᵗˡᵉ ᵇᵃˡˡᵉʳᶦⁿᵃ | ᵖᵃʳᵗ ¹²-اره یا نه؟! -اره... -عوضیییییی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط