{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مالمنباش

#مال_من_باش۱

0

دیانا ۹بدو حاضر شو بریم دیا.وایسا دیگه ارس.چقد وایسم نیم ساعته منتظر تو عم دیا.غر غر نکن اومدم ارس.من رفتم تو ماشین بیا دیا.نه نرو این دوستای تو ۱۰دیقه وایسن میمیرن ارس.نه نمیمیرن دیا.پس صبر کن ارس.باشه ارس. من رفتم تو ماشین دیا.اومدم اومدم ارس.بریم بلاخره دیانا بعد ۱ساعت حاضر شد و رفتیم خونه رضا و عسل رضا درو باز کرد رضا.به سلام داداش چه قدر زود اومدی مهمونی ساعت ۸شب بود الان ساعت ۹شبه ارس.شرمنده داداش دیانا داشت حاضر میشد دیا.سلام رضا خوبی رضا.سلام دیانا خانوم چه زود اومدی دیا.زیاد حرف بزنی به عسل میگم یه زن دیگه داری رضا.چی من یه زن دیگه دیا.شوخی کردم رضا.خدا لعنتت کنه خودم به خودم شک کردم دیا......ــ.(فوش بد) ارس.اِ دیانا این چه حرفیه دیا.دوص دارم بگم ارس.رضا داداش کی شامو میارید گشنمونه رضا.وایسا محراب و مهشادم بیان بعد ارس.باش.دیانا یه چایی میاری دستت دردنکنه
دیدگاه ها (۰)

#مال_Mn_باش۲ارس.دیا یه چایی میاری دستت دردنکنه دیا .باشه دیگ...

من چیتم؟تو قلبمی روحمی💜🤍

ادیتم از جیگرام

مگه من چی خواستم ؟{طابع قوانین ویسگون}&(لبخند میزنه)-خوب خوش...

رمان بغلی من پارت ۱۵۳و۱۵۴و۱۵۵و۱۵۶رضا: خوب من بعداً زنگ میزنم...

واکسن؟ـوایسا ببین کی پیام داده اوو نامجون هیونگه میگه داره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط