برادر ناتنی من
برادر ناتنی من
P:36
ویو کوک
بعد چن مین از روش بلند شدم..
کوک: میگم ات
ات: ها؟
کوک: واسه بچه اسم انتخاب کردی؟
ات: عاااا اره(ذوق)
کوک: چی هس؟
ات: جی سون(ذوق زده)(چون اسمایی که گفته بودین همشون واقن قشنگ بودن و واقن برام سخت شد که یکیشو انتخاب کنم پس خودم رفتم از اینور اونور یچی در آوردم)
کوک: خیلی اسم قشنگیه
ات: اوهوم..به معنای "شجاعت"..دختر من بچه ی شجاعی میشه(لبخند)
کوک:هییی دختر منم هستااا شجاعتش به من میره
ات:میبینیم(زبونشو به کوک نشون داد)
کوک: خیلی دوس دارم بدونم چه شکلیه
ات: خب معلومه..به مامان نمونش میره
کوک: نخیر به من میره
ات: یااا مگه من چمه؟ من به این زیبایی بعدشم دردشو من کشیدم و الان بچم تو شکممه و به من میره
کوک: شرط ببندیم؟
ات: اوکی
کوک: اگ شبیه من بود باید زیرم جر بخوری
ات: و اگ شبیه من بود باید تا اخر عمرت تو خونه کارای منو بچه رو انجام بدی
ات و کوک: اگ هم شبیه دوتامون بود؟
ات:(خنده) هییی من میخاستم بپرسم
کوک: اگ شبیه دوتامون بود...آمممم نمیدونم
اها چرا وایسا میدونم
ات: هوم؟
کوک: یکی دیگ میسازیم(نیشخند)
ات: هوییی برا تو فقد لذته یه دقه خودتو بزار جای من
کوک:اصن شرط نزاریم
ات: هعی اوکی..ناموسا دیگ مغزم نمیکشه
کوک: عوم منم...گشنت نی؟
ات: چرا اتفاقا دارم میمیرم از گشنگیی
کوک: چی میخوری؟
ات: چون خیلی گشنمه و یچی میخام سری حاضر شه همون نودل خوبه
کوک: چهار تا درس میکنم چون منم گشنمه
ات: باوشه
رفتم آشپز خونه...چهارتا نودل از کابینت برداشتم و گذاشتم تا بپزه
«فلش بک به بعد غذاشون»
(گشادیه عزیزم خیلی گشادیی)
ظرفارو شستم و رفتم پیش ات..رو کاناپه نشسته بود و با شکمش حرف میزد
از حجم کیوتیش یه لبخندی زدم
و
خماری
شرایط:
لایک: 10
کامنت: 10
P:36
ویو کوک
بعد چن مین از روش بلند شدم..
کوک: میگم ات
ات: ها؟
کوک: واسه بچه اسم انتخاب کردی؟
ات: عاااا اره(ذوق)
کوک: چی هس؟
ات: جی سون(ذوق زده)(چون اسمایی که گفته بودین همشون واقن قشنگ بودن و واقن برام سخت شد که یکیشو انتخاب کنم پس خودم رفتم از اینور اونور یچی در آوردم)
کوک: خیلی اسم قشنگیه
ات: اوهوم..به معنای "شجاعت"..دختر من بچه ی شجاعی میشه(لبخند)
کوک:هییی دختر منم هستااا شجاعتش به من میره
ات:میبینیم(زبونشو به کوک نشون داد)
کوک: خیلی دوس دارم بدونم چه شکلیه
ات: خب معلومه..به مامان نمونش میره
کوک: نخیر به من میره
ات: یااا مگه من چمه؟ من به این زیبایی بعدشم دردشو من کشیدم و الان بچم تو شکممه و به من میره
کوک: شرط ببندیم؟
ات: اوکی
کوک: اگ شبیه من بود باید زیرم جر بخوری
ات: و اگ شبیه من بود باید تا اخر عمرت تو خونه کارای منو بچه رو انجام بدی
ات و کوک: اگ هم شبیه دوتامون بود؟
ات:(خنده) هییی من میخاستم بپرسم
کوک: اگ شبیه دوتامون بود...آمممم نمیدونم
اها چرا وایسا میدونم
ات: هوم؟
کوک: یکی دیگ میسازیم(نیشخند)
ات: هوییی برا تو فقد لذته یه دقه خودتو بزار جای من
کوک:اصن شرط نزاریم
ات: هعی اوکی..ناموسا دیگ مغزم نمیکشه
کوک: عوم منم...گشنت نی؟
ات: چرا اتفاقا دارم میمیرم از گشنگیی
کوک: چی میخوری؟
ات: چون خیلی گشنمه و یچی میخام سری حاضر شه همون نودل خوبه
کوک: چهار تا درس میکنم چون منم گشنمه
ات: باوشه
رفتم آشپز خونه...چهارتا نودل از کابینت برداشتم و گذاشتم تا بپزه
«فلش بک به بعد غذاشون»
(گشادیه عزیزم خیلی گشادیی)
ظرفارو شستم و رفتم پیش ات..رو کاناپه نشسته بود و با شکمش حرف میزد
از حجم کیوتیش یه لبخندی زدم
و
خماری
شرایط:
لایک: 10
کامنت: 10
- ۲.۰k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط