{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرتی به نام عشق

نفرتی به نام عشق
پارت: 25

بعد ازین که ات و کوک، از شهر بازی برگشتن، شام خوردن و رفتن اتاقاشون و خابیدن.

[صب]

ات، داشت برای رفتن به مدرسه، اماده میشد.
کراوات یونیفرمشو بست، کیفشو برداشت و رف پایین
....
کوکم، داشت اماده میشد.
به موهاش حالت داد و رفت پیش ات.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ


کوک: بریم؟
ات:وایسا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

ات، لقمه ای که برای خودش گرفته بودو خورد و یکیم برای کوک، گرفت.

.
.
.

ات: بگیر..ضعف میکنی بیهوش میشی من بدبخت میشم(دهن پر)
کوک:(با خنده گرفت و یه گاز ازش خورد) من به این زودیا بیهوش نمیشم
ات:(چش غره) بیا بریم

...



[ویو مدرسه]

زنگ تفریح بود و ات و لونا، رو نیمکت گوشه ی حیات، نشسته بودن و گپ میزدن.


لونا: بهم دیگه، اعتراف کردین؟
ات: منظورت چیه؟
لونا: اسکل، پسرخالتو میگم.
ات:فقد خفشو(چش غره)
لونا: یاااا بهش اعتراف کنن(گریه فیک)
کوک: به کی، اعتراف کنه؟(عصبی)
لونا: به ت..(ات جلو دهنشو گرفت)
ات: داره درباره ی دوستش، حرف میزنه و اداشو درمیاره(خنده ضایع)
کوک:(پوزخند)
ات: چته
کوک: من که میدونم تورو، میگه(چشاشو ریز کرد)
ات: اصلا میدونی چیه، ار...(زنگ کلاس خورد)
لونا:(دست اتو از دهنش برداشت) پاشو بریم کلاس


ات و لونا، رفتن کلاس خودشون. کوکم رفت کلاس، خودش.

ـــــــــــــ

ات:این چی میناله؟ هیچی از حرفاش نمیفهمم(اروم تو گوش لونا)
لونا: نه اینکه من، میفهمم(اروم/چش غره)
ات:(سرشو گذاشت رو میز)
لونا: الان پوستتو میکنه، ببین چجوری نگات میکنه(اروم)
ات:(سرشو از رو میز برداشت و به استادش، نگا کرد)
استاد: بچها، کلاس جای مسخره بازی و خابیدنه؟(چپ چپ به ات نگا میکنه)
ات:(نفس عمیق)
لونا: ات دیشب خوب نخابیده..برا همون یکم، خستس(ضایع)
استاد:(چش غره به لونا/دوباره درسشو گفت)

[زنگ اخر]

ات و لونا، داشتن پیاده میرفتن و کوک با ماشین، تعقیبشون(درستع؟🤡) میکرد.
ات و لونا، حرف میزدن و میخندیدن که یهو، یه موتور با سرعت از کنار ات رد شد و باعث شد ات، از ترس بیوفته زمین.

.........

لایک: 15
کامنت: 15
بازنشر: 5
بیشتر شدن👺💔
دیدگاه ها (۹)

نفرتی به نام عشقپارت: 24ات، پایین بود و داشت پیدزاشو میخورد....

نفرتی به نام عشقپارت: ۲۳کوک: بیا بریم غذا بخوریم، بعدش فیلمت...

عشق واقعی پارت ۱٠ویو ات: اماده شدم که با کوک بریم دانشگاه که...

ویو خونه ی کوک‌کوک حاضر بود و ات هم همینطور. کوک رفت آشپزخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط