{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعرهایم

شعرهایم
مکالمات عاشقانه ای ست
میان منُ خیال تنهایت
واژه ها
این دانه های گریه
از چشم دست های عاطفه ام
بر گونه های دفترم می چکند
تا صورتت را
میان صورتم ببینم
دیدگاه ها (۳)

عاشــق نـیستم!مـادرم خندیــــدگفـت : لابد گــُـــل های بالــ...

در آغوشَش عَطرَش را "بو" نَکُن... بَعد ها... هَمآن "عَطر"......

مـــن لبخند مـــی زنم ،از تـــه دل مــی خندم ، گاهــی مست مـ...

گـاهـی …دلـت”بـه راه” نیسـت !!ولـی سـر بـه راهـی …خـودت را م...

عاشقانه های شبنم

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه های شبنم

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط