{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی

روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
ناگوار است به من زندگی ، ای مرگ کجایی

چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم
کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی

چارهٔ درد جدایی تویی ای مرگ چه باشد
اگر از کار فرو بستهٔ من عقده گشایی

هر شبم وعده دهی کایم و من در سر راهت
تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی

که گذارد که به خلوتگه آن شاه برآیم
من که در کوچهٔ او ره ندهندم به گدایی

ربط ما و تو نهان تا به کی از بیم رقیبان
گو بداند همه کس ما ز توییم و تو ز مایی

بستهٔ کاکل و زلف تو بود هاتف و خواهد
نه از آن قید خلاصی نه ازین دام رهایی
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

روز و شب خون جگر می خورم از درد جدایی/ ناگوار است به من زندگ...

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی حیف باشد مه من کاین همه ...

ای كه از كلك هنر نقش دل انگيز خدايیحيف باشد مه من كاينهمه از...

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_سی_و_چهارموادی عشق چو راه ظلمات آسا...

به آه در گلو بشکسته سوگند ...

⭕️ به آه در گلو بشکسته سوگند..خدایا بنده ای درد آشنایمبه سر ...

#بر_پرده_های_در_هم_امیال_سر_کشمنقش عجیب چهره یک ناشناس بودنق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط