{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ،

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ،
زندگی هزاران پنجره دارد ...
یادم هست روزی ...
از پنجره ناامیدی به زندگی نگاه کردم ،
احساس کردم می خواهم گریه کنم ...
و روزی از پنجره امید به زندگی نگاه کردم ،
احساس کردم میخواهم دنیا را تغییر دهم !
عمر کوتاه است ...
فرصت نگاه کردن ،
از تمامی پنجره های زندگی را ندارم ،
تصمیم گرفته ام فقط از یک پنجره ،
به زندگی نگاه کنم ...
و آن هم پنجره امید ... !
دیدگاه ها (۳)

اگر می خواهی احساس مرا بدانیبه سایه ات نگاه کننزدیک به تو ام...

چه خوش صید دلم کردی بنازمچشم مستت را که کس مرغان وحشی را از ...

بداخلاقها اول صف

بداخلاقها اول صف

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

ستاره ی من(پارت۳)

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وسوم | شروعی ناخواستهچن...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

عاشقانه های شبنم

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط