دختره من دختر عموی شوگا یون جیم ما به گفته ی پدرامون میخ

دختره من دختر عموی شوگا یون جیم ما به گفته ی پدرامون می‌خواستیم ازدواج کنیم ولی شوگا قبول نکرد من هر کاری کردم قبول نکرد و اون...اون عاشق توی عوضی شد هه واقعا که
ا.ت:خب چرا این قضیه رو ول نمیکنی اون منو دوست داره
یون جی:ببند دهنتو توی اشغال هرزه کی باشی که دوست داشته باشه اون برای منه فهمیدی؟
وای چقدر رو مخه
ا.ت:تو...تو چطور جرعت میکنی به من بگی هرزه هااا تاحالا خودتو تو آینه نگاه کردی؟
ی چک زد در گوشم
یون جی:ببند دهنتووو...سونگ میننننن
سونگ مین:بله
یون جی:بیا به این زنیکه ی عوضی ی درس خوب بده البته ویژه(پوزخند)
سونگ مین:با کمال میل آبجی جون(خنده شیطانی)
(ویو راوی)
یون جی از اتاق رفت بیرون و سونگ مین هم افرادش رو صدا کرد و با کمال بی رحمی ا.ت رو شکنجه دادن جوری که ا.ت خون بالا آورد و بی هوش شد
(ویو شوگا)
وقتی فهمیدم ا.ت رو دزدیدن زدم به سیم آخر و سریع برگشتم عمارت که دیدم همه ی بادیگارد ها با ترس دارن بهم نگاه میکنن خیلی اعصابم شخمی بود و کار هام دست خودم نبود
شوگا:شما عوضی ها ی بی عرضه چه غلطی می‌کردید پس هاااا؟(عربده)
همه سرشون رو انداخت پایین
شوگا:سریع ا.ت رو پیدا میکنین فهمیدید؟(عربده)
همه:بله قربان
میدونستم کار کی پس راحت تر میتونستم پیداش کنم فقط دستم به اون یون جی عوضی نرسه...

حمایت🕸🕷
دیدگاه ها (۰)

(ویو ا.ت)وقتی به هوش اومدم حالم خیلی بد بود دلم می‌خواست بمی...

فاک به هرچی مدرسست🥲🤝

و رفتم تو(سه روز بعد)خیلی حالم بد بود همه جوز بادیگارد ها رو...

و بالا پایین پریدیم که خالم با ی مرد قریبه و ی دختر قریبه او...

نام فیک: عشق مخفیPart: 54ویو جیمین*بعد از چند دقیقه نفسش جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط