{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《خیال پردازی》

《خیال پردازی》

آنها به او می‌گفتند عجیب و غریب و دیوانه. می گفتند که فقط زمانش برای زندگی در واقعیت را از دست می دهد و هیچ چیز از کارهایش به دست نمی آورد.
ولی مگر خیال پردازی و زندگی در آنها چه مشکلی داشت؟ اینکه بخواهی تصور کنی در گوشه دیگری از جهان درحال گشتن بین کتاب های یک کتابخانه هستی، یا درحال بردن قهوه برای مشتریان کافه هستی، یا مشغول جنگ با دشمنان و یا اینکه در یک جهان جادویی در خیابان ها قدم می زنی. چطور می توانستند این کار را دیوانگی بخوانند درحالی که زندگی او در خیال پردازی خلاصه می شد.
MH🤍
دیدگاه ها (۰)

《غم》قلبش دیگر توان این همه درد را نداشت. قطره هایی خونین که ...

《وحشت》بدنش منقبض شده بود و انگار نمی توانست تکان بخورد. دست ...

《پس، فردا می بینیمت. حتما بیا》با لبخند بزرگی دستم رو توی هوا...

در آیینه خیره شده بود. هرچه تلاش می کرد باز هم نمی توانست از...

پارت۱۱.. ایزوکو و کاتسوکی بعد از خلاصی از آن اتاق سرد و تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط