{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پل الوار ...

پل الوار ...
تو را به جای همه زنانی که نشناخته ‏ام دوست میدارم

تو را به جای همه روزگارانی که نمی ‏زیسته‏ ام دوست می دارم

برای خاطر عطر گستره‏ ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم

برای خاطر برفی که آب می‏شود، برای خاطر نخستین گل

برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‏ رماندشان

تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‏ دارم

تو را به جای همه زنانی که دوست نمیدارم دوست می‏دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک میبینم.

بی ‏تو جز گستره‏ ای بی ‏کرانه نمی‏ بینم

میان گذشته و امروز.

از جدار آینه ‏ی خویش گذشتن نتوانستم

می‏بایست تا زندگی را لغت به لغت فراگیرم

راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‏برند.

تو را دوست می‏دارم برای خاطر فرزان‏گی ‏ات که از آن من نیست

تو را برای خاطر سلامت

به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست میدارم

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‏دارم

تو می‏پنداری که شَکی، حال آن که به جز دلیلی نیستی

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا میرود

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.



"ترجمه:احمد شاملو"
دیدگاه ها (۱)

ایرج میرزا ..طبع من این نکته چه پاکیزه گفتسهل بود خوردن افسو...

فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت . . .خورشید را میدزدمفقط برای...

تو را نگاه می کنمخورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کن...

بر شانه‌ی ِ من کبوتری‌ست که از دهان ِ تو آب می‌خوردبر شانه‌ی...

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛ هیچ چ...

پارت

گل های خاموشpart: 1 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط