ایستاده ای کنار اتوبوس
ایستاده ای کنار اتوبوس
برایم دست تکان می دهی
می خواهی مرا به جاده ها بسپاری
منم از پشت شیشه فقط نگاهت میکنم
نه خرفی ،، نه لبخندی
تو ذوق رفتن مرا داری............!!
من بعض دور شدن را.............!!
اتوبوس راه افتاد
تو فکر میکنی من مسافر شهر دیگریم
ولی مسافر شهر چشم توأم
که هر لحظه ازت دورتر می شوم...............!!!!
برایم دست تکان می دهی
می خواهی مرا به جاده ها بسپاری
منم از پشت شیشه فقط نگاهت میکنم
نه خرفی ،، نه لبخندی
تو ذوق رفتن مرا داری............!!
من بعض دور شدن را.............!!
اتوبوس راه افتاد
تو فکر میکنی من مسافر شهر دیگریم
ولی مسافر شهر چشم توأم
که هر لحظه ازت دورتر می شوم...............!!!!
- ۲.۵k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط