{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم و می برمت به کام طوفان

می روم و می برمت به کام طوفان
تا که یکسان،بگذرد آب از سر ما
می سپرم دست تو را به دست هجران
تا که با هم،تیره گردد اختر ما
موی من شد سپید،ای جوانی دریغا
عمر دوباره،نبوده کسی را
شد چو آب روان،زندگانی دریغا
عمر دوباره،نبوده کسی را
تو دل آرای من،یک شب به عالم،پریشان نبودی
تو که همپای من،در وادی غم،شتابان نبودی
تو ندانی غمم،که ندانی دریغا
عمر دوباره،نبوده کسی را
گرچه بر جانم بلایی
دل فریبی،دل ربایی
با همه این بی وفایی
آرزوی قلب مایی
تو ندانی غمم،که ندانی دریغا
عمر دوباره،نبوده کسی را
دیدگاه ها (۱)

داستان عاشقانه جدید

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

( last minute )

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

نمیبخشمت p.22

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط