{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه ۵۰

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۳۴

ویو املیا
هعیییی چه دیوونه ای این .......چه قدر لباسم قشنگه ،اصلا من حتی گونی هم بپوشم بهم میاد قربون خودم برمممم
لباسمو که پوشیدم آرایشمم کردم، موهامم درست کردم خب برم دیگه ، از اتام رفتم بیرون و به سمت سالن میرفتم که زویی بدو بدو اومد سمتم و محکم همو بغل کردیم که یهو سارا از ناکجا آباد پیداش شد
¤ هههه نگاه کن لباساشون رو ،الحق که سلیقه تون دقیقا عین قیافه تون

+( اداشو در اورد) ...... نه تو خوبی

¤ تو ......

♡ها چیه نمیتونی حرف حق رو باور کنی

¤ شما ها .....

املیا و زویی سریع دویدن و وارد سالن شدن مراسم شروع شد تهیونگ رو سکو بود و شمشیر تو دستش بود و قاطعانه به جلوش نگاه میکرد ملکه از سکو بالا رفت و به طرفش حرکت کرد خدمتکاری که همراهش بود سینی که تاج روش بود تو دست داشت ملکه نزدیک تهیونگ شد و تهیونگ نیم خیز شد و ملکه تاج رو سرش گذاشت و همه براش دست زدن
تهیونگ بلند شد و شمشیر رو جلوش گرفت و سوگند خورد

_ سوگند یاد میکنم که از مردمان کشورم اعم از انگلیسی ، اسکاتلندی ، ایرلندی و ولزی و دیگر سرزمین هایی که جزوی از کشورم است به خوبی محافظت و عدالت را به بهترین شکل اجرا کنم

همه دست زدن و تهیونگ رسما پادشاه انگلیس شد ، بعد از انجام رسومات همه مشغول صبحت باهم شدن من و زویی هم با هم مشغول صحبت کردن و هرهر کرکر خندیدن شدیم که دیدیم تهیونگ به سمت ما دوتا میاد

_ بیاین باید ببرمتون یه جایی

ماهم بدون چون و چرا پشت سرش راه افتادیم ، رسیدیم به میزی که دورش افراد مختلفی بودن

یکی از افراد =تهیونگ نمیخوای این دو بانوی زیبا رو معرفی کنی

_ ایشون همسرم بانوی املیا و ایشون هم دختر خالم بانو زویی هستن

بعد روبه ما وایستاد و گفت

_اینها دوست های من هستن از کشور های مختلف مثل هلند ، اسپانیا ، روسیه ، آلمان ، ایتالیا

+♡ خوشبختم

یکی از افراد =جسارتا بانو زویی سواد شما چقدره

راستش یه ذره بهم برخورد ولی بعدش یادم افتاد اون نامزد زویی هست که به خاطر اتحاد باهاش نامزد کرده

♡اممم ...فعلا ۳ سال مونده تا مدرک کاملم رو بگیرم

اون مرد قهقهه ای زد و گفت = ولی متأسفانه من علاقه ای ندارم که همسرم سواد کم داشته باشه

صبرم لبریز شده بود پس دهن باز کردم و شروع حرفم رو با خنده گفتم

+هههه....به نظرم زیاد سخت نگیرید ......همانطوری که ما به قیافه و شخصیت اهمیت نمیدیم بهتره شما هم به این مسائل زیاد اهمیت ندیدن

...........................................................
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه ای در دهه ۵۰اسلاید دوم لباس املیا اسلاید سوم لباس زو...

بچه ها این زیبارو فالو کنید خیلی خوبه ایدیش = @m.j_i.n

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۳ویو راوی فلش بک به چند روز بعد ب...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۳۲ویو راوی املیا نامه رو باز کرد و ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۲۲ویو راوی ملکه ادامه دادملکه = اخل...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت 48 ویو راوی سفیر از خشم شدید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط